اقلیم اقلیما

چهارشنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۴، ۰۷:۳۴ ب.ظ

نه این که نشه بنویسم،دیگه نمیخوام بنویسم

کامنتهاتون چشمامو خیس کرد،نمیدونم جواب این همه محبت رو چجوری بدم...

خیلی دوستون دارم

نازنین جان،لیلا جان،شادی جان! زهرای قاصدک گلم! بخدا خیلی ویژه دوستون دارم،ممنون محبتها و کامنتای پراز مهرتون هستم،ممنون که هروقت دلم گرفت کنارم بودید ،ممنون که اینقدر خوبید،اینقدر مهربونید...

اعتراف میکنم که فضای سنگین اینجا و اینکه واقعا از دست ی کسایی دلگیرم من رو مصمم میکنه واسه نبودن...

سعی میکنم با خودم کنار بیام و بعد از ی مدت دوباره اینجا باشم...

ولی اگه باخودم کنار نیومدم و نتونستم برگردم این وب ازم دلخور نشید...

همچنان وقتی اومدم نت بهتون سر میزنم...

این نبودن فعلا ننوشتنه،تا ببینم چی میشه...

شاید کامنتهای دیشب نازنین تنها دلیلی باشه که الان اینجام،وباید بگم با خط به خط کامنتاش فقط بغض بود که میجویدم...

خدارو واسه بودنتون شاکرم

مراقب خودتون و اون دلای دریایی تون باشید...


پ.ن:زهرای قاصدک عزیزم،خواهرک گلم توروخدا ،ازت خواهش میکنم که اگه تحت تاثیر بستن وبم تو هم وبت رو از دسترس خارج کردی برگردی:(


  بعدا نوشت:خدا منو ببخشه که باعث شدم شماها اشک بریزین:((

زهرا جان بخاطر خدا وبتو برگردون،سعی میکنم منم باز برگردم ،فقط توروخدا نکن اینکارو بامن،نذار عذاب وجدان بگیرم،به کی قسم شماها هیچکدوم برای من مجازی نبودید و نیستید،پس اینجوری دلمو نشکنید:(


۹۴/۰۶/۰۴
اقلیما ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">