اقلیم اقلیما

يكشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۸:۵۶ ب.ظ

شروعی دوباره:)

امروز قطعا ی روز خیلی خوب بود...

مامان صبح میگفت دلش قرص شده که عمو حالش خوب میشه...

من هم دیشب بعد از نوشتن پست پایین حالم خیلی بهتر شد و احساس کردم بیخودی نگرانیم و حتما حال عمو بهتر میشه...

اصلا قانون جذب من همیشه اینه که وقتی از یِ چیزی ناراحتم اون رو بنویسم تا از توی فکرم خالی بشه و بعد تمام منفی بافیهام رو از خودم دور کنم و بعد یِ خبر خوب برسه...

میگن امروز عمو حالش بهتره و اگه  فشارش یکم بیاد بالاتر از بخش مراقبتهای ویژه میارنش توی بخش عمومی...

نمیدونم،شاید یکی از همین شماهایی که دیشب پستم رو خوندین ازته دل دعا کردین و دعاتون مستجاب شده...

بابت اینکه دیشب اون پست طولانی رو خوندین و برای عموی من دعا کردید یک دنیا ممنونتونم...

راستش دیشب وقتی پستم رو می نوشتم خودم میدونستم قرار خیلی طولانی بشه ولی واقعا انتظار نداشتم همتون وقت بذارین و بخونینش...


خوب البته دوستای من خیلی خاصن:))

که اگه نبودن بعد از اینکه محکم تصمیم گرفتم نباشم اینقدر راحت برنمیگشتم...

هرچند مرگ سارا و مریضی عمو و چیزهای دیگه واقعا حالم رو گرفته بود و نمیخواستم دیگه بیام اینجا ولی واقعا الان تصمیم دارم خیلی چیزهارو توی زندگیم تغییر بدم

میخوام به خودم بگم فکر کن همش یکماهه دیگه زنده ای،اونوقت چیکار میکنی؟!!

همون کارها رو انجام بدم...

قطعا آدم سعی میکنه از لحظه لحظه ی زندگیش لذت ببره،وقتش رو صرف چیزهای بی اهمیت نکنه ،سعی میکنه با بقیه مهربونتر باشه،سعی میکنه از همه حلالیت بگیره و همه رو از خودش راضی کنه،سعی میکنه بیشتر با خدای خودش خلوت کنه،هرچی کار عقب مونده داره انجام بده و خیلی چیزهای دیگه...

ی چیزی تو مایه های قورباغه ات را قورت بده...یعنی اصلی ترین کارها میان توی اولویت و چیزهای بی اهمیت میرن توی رده های پایین تر...

اینایی که مینویسم فعلا در حد حرف هستش ولی باید عزمم رو جزم کنم و سعی کنم خودم رو تغییر بدم تا بعد بتونم دنیام رو تغییر بدم...

یک عالمه کتاب نخونده دارم که باید بخونم،فعلا هم باید دور کتابهایی مثل کتابهای هدایت و این جور چیزها رو به کل خط بکشم چون نمیخوام به یاس و ناامیدی برگردم...

دوباره میخوام رفیق سهراب بشم، دوباره سهراب خوانی رو از سر بگیرم و غرق افکار قشنگ سهراب بشم...

یک عالمه جمله ی تاکیدی مثبت دارم که باید ضبطشون کنم و هرروز روزی چن بار بهشون گوش کنم تا ملکه ی ذهنم بشه...

باید جلوی آینه بایستم و مرتبا چیزهایی که قراره بهشون برسم رو بلند بلند تکرار کنم ....

باید پیاده روی کنم،ورزش کنم،یک عالمه آهنگ بی کلام دیگه دانلود کنم و بهشون گوش کنم...

باید دوباره قرصهای آهنم رو مرتب بخورم تا بیحال و ضعیف نشم...

باید..باید ...باید...

....

خدا من رو آفریده که زندگی کنم،پس .....مــــــــن.....بایـــــــــــد.....زنــــــــدگی....کنــــــــــــــــــــــم...

از همین الان شروع میکنم....

 

یِ فایل صوتی هم هست از همین جملات تاکیدی میذارمش برای دانلود اگه دوست داشتین ازش استفاده کنید و حتما به سایت آقای سجاد شاهرخی که من این فایل رو از وبشون گرفتم سر بزنید و یک عالمه چیزهای خوب واسه زندگی خوب یاد بگیرید:)

فقط  اگه صدای جناب شاهرخی رو دوست نداریدمیتونید این جملات رو با صدای خودتون ضبط کنید و گوش کنید:))

 

                                                                             

                                                                                         دریافت 

 عه چرا یادم رفته بود کامنتای اینجا رو باز کنم:|

۹۴/۰۶/۰۸
اقلیما ...

نظرات  (۲۲)

ان شاالله خدا هوای دلتون رو داشته باشه و عزیزانتون همیشه سلامت باشن و ان شاالله همیشهههه شاد باشین
پاسخ:
ممنون...

ان شالله این دعاهای قشنگ در حق خودت هم برآورده بشه عزیزم:)
ان شاالله روزهای سخت براتون تموم بشن و همه ی عزیزانتون سلامت باشن و خدا نگهدارشون باشه و ان شاالله همیشه توکلتون به خدای مهربووون باشه و خدا حسابی هوای دلتون رو داشته باشه بانو.
پاسخ:
ممنونم عزیزم....

ممنون از این همه دعای خوب و قشنگ:)
سلام. 
ان شاالله هر روزتان خووووب باشد و سرشار از انرژی و رحمت خداوند.
یا علی
پاسخ:
سلام...

ان شالله واسه شما هم:)

علی یارت عزیزم:)
سلام چقدر چیزای خوبی گفتید:)))
سلام به زندگی:)))
پاسخ:
لطف داری آیه جان

واقعا سلام به زندگی:)
۱۴ شهریور ۹۴ ، ۱۷:۰۹ ✺ دلنوشته های قاصدکــــــ ✺
سلام ننه خوبی؟ :)) وای مریم همیشه بدم میاد از سرماخوردگی :(((( هلاک شدم والا :||||
پاسخ:
سلام ننه ی گلم:))

وای منم از سرما خوردگی توی تابستون متنفرم:(

الهی که زود خوب بشی مادر:)
۱۴ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۱۶ ✺ دلنوشته های قاصدکــــــ ✺
وای خواهری ممنونم از امیدی که بهم میدی :)))))))) نظر لطفته عزیزدلم :*****
پاسخ:
فدات عزیزم...

حقیقت رو گفتم گلم:)

روز به روز داری شکفته میشی:)
۱۴ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۱۶ ✺ دلنوشته های قاصدکــــــ ✺
سلام به روی ماهت مریم نازنینم :**** خوبی عزیزدلم؟ این حرفا چیه من کی باشم که شمارو ببخشم ؟! این وظیفه منه که بهت سربزنم خواهری :)))) :****** واقعا بازم نشد ؟؟؟؟؟؟ :((((( خیلی ناراحت شدم :(((( ان شاء الله دفعه بعد قسمت بشه ببینین همو خواهری عزیزدلم :*********** براتون بهترین ها رو آرزو میکنم :***** دلم واسه جنیفر یه ذرررره شده :(((
پاسخ:
سلام ننه ی خوشگلم:))

فدات،هی بد نیستم

شما ننه ی من هستید،بزرگ من هستید،این حرفا چیه؟:))

نه نشد:(((

خودمون هم ناراحتیم:((

ان شالله:(

دیگه جنی برگشت،برو ببینش:)
۱۴ شهریور ۹۴ ، ۰۹:۲۶ ✺ دلنوشته های قاصدکــــــ ✺
سلاااااااام :*********
پاسخ:
سلاااااااااااااااام بر زهرای گلم:)

خوبی عزیزم؟!!

ببخش که نبودم:(
سلام.

خوبی؟

چقدر خوشحال شدم برای عموت. خداروشکر...

باقی ی مسائلم که بحثش مفصل ِ.

توضیح میدم برات.

خیلی خوب کردی برگشتی. تبریک.

اومدنمون با خودمون ِ ولی رفتنمون نه...
پاسخ:
سلام

خداروشکر،خوبم...

ممنون از خوشحالیتون:)) 

واقعا خداروشکر:)

بله میدونم مفصل یعنی چه؟!!:))

اصلا اشتباه میکنیم که فکر میکنیم میشه بریم...

واقعا همینه...
سلام

مریم چرا نیستی؟

خوبی عزیزم؟
پاسخ:
سلام نازنینم

ببخش دوسه روز نبودم...

قربونت عزیزم،خوبم...
۱۲ شهریور ۹۴ ، ۰۹:۱۶ ✺ دلنوشته های قاصدکــــــ ✺
سلاااااااام صبح نازت بخیر :**********
خوبی خانومی؟ :)))))))
پاسخ:
سلاااااام زهرای گلم

عصر جمعه ی تو هم بخیر مهربونم:)

خوبم فدات شم،خودت خوبی؟!!:)
موفق باشید
پاسخ:
مؤید باشید
۱۱ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۴۹ مــریـــmaryamـــمـㄟ(ツ)ㄏ
سلامی از جنس محبتــــ خدمتــ مریمـ بانوی عزیز:×

خوبی؟؟؟ خوشی؟؟؟ سلامتی؟؟؟:)

ظهرتـــــ بوخیـــر^ــــــ^

چه خوبــــــــــ:) کاش منمـ میتونستمـ بیامـ ...:( اما حیفـــ که نمیشه...:(

سلامـ ویژه مرا به ایشان برسانید و بگویید دلمان برایتـــ بسی تنگـ شده استـــ...:)


پاسخ:
سلامی از همین جنسی که گفتی هم برخودت باد عزیزم:)

فدای تو،خوب و خوش و سلامتم بحمدالله:)

عصرت بخیر:)

پس نمیای:(

فردا هم رو میبینیم،اصن استرس گرفتیم:))
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
*** ***** ***. من برگشت پذیر نیستم لااقل به این زودی. :|

بمون به کارت برس... تعطیلیم نداریم.
پاسخ:
 شیفته ی این فصاحت و ظرافت و لطافت کلامتم:)))))

یعنی شدیدتر ازمن رفتی؟!!...ندیدی چقدر محکم و جدی میخواستم برم؟!!...پ حالا این جا چه میکنم؟!!:))

ما رفت پذیر نیستیم نه برگشت پذیر:))

من که هستم فعلا...هروقت خواستی برگردی بگئ تا کرکره رو بکشم پایین:))
۱۰ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۱۰ ✺ دلنوشته های قاصدکــــــ ✺
سلام نازنین مریم :) چطوری خانوم گل؟ :******
پاسخ:
سلام نازنین زهرای گلم...

فدای تو...خیلی خوبم...خودت چطوری عزیزم؟!!:)
۱۰ شهریور ۹۴ ، ۱۳:۵۳ مــریـــmaryamـــمـㄟ(ツ)ㄏ
سلامـ خواهری:×

خوبی عزیزمـ؟؟؟:)

ظهر قشنگتـــ بخیر باشه:)

خدا رو شکر که حال عمو بهتره ان شاالله سلامتی کامل رو به دستـ بیاره...:)

خیلی فرصتـ زندگی کردن کمه...

واقعا چرا ازش به نحو احسن استفاده نکنیمـ؟؟؟

آسمان آبی اگر مال من و تو نیستـ پس مال کیستـــ؟؟؟

زندیگی کنیمـ ، نفس بکشیمـ ،مهربونی کنیمـ ،محبتـــ کنیمـ...:)

امامـ علی (ع) می فرماید: اگر انسان ها میدانستند فرصتـــ کنار همـ بودن محدود استــــ محبتشان نامحدود میشد.

من تازگیا رفتمـ هشتـ کتابـــ سهرابـ رو خریدمـ وقتی میخونمش آرامش میگیرمـ...:)

چه خوبــ که هستی مریمی :)

دوستتــــ دارمـ زیاد زیاد:×
پاسخ:
سلاااااام بر مریم بانوی گلم:)

فدای تو عزیزم:)

شبت بخیر خانومی:)

بله...خدارو صد هزار مرتبه شکر:)

آره ..اصن فرصت نداریم:(

ان شالله از این به بعد به نحو احسن استفاده میکنیم:)

واقعا پس مال کیست؟!!:))

کاش یکم میرفتیم پی حرف و حدیثهای ائمه:(( اونوقت زندگیمون اینقدر بی معنی نمیشد:((

اصن من و تو و سهراب ماحراها داریم:)))

چه خوب که تو هم هستی گلم:)

اصن عاشقتم خیلی زیاااااااااد:)
۱۰ شهریور ۹۴ ، ۰۸:۳۶ ✺ دلنوشته های قاصدکــــــ ✺
سلام مریم عزیزم :**** صبح نازت بخیر
خواهری گلم مرسی از کامنت پر از انرژی و مهربونیت
خیلی خوشحالم که دارمتون :))))))
بله عزیزم آدرسو داد بهم بزودی میپیوندم :*********
یک دنیا سپاااااااس
پاسخ:
سلام زهرا جان

شبت بخیر خانومی:)

این همه کامنت پر انرژی تو گذاشتی گفتم یکی هم من بذارم:))

ماهم خوشحالیم که قاصدک داریم:)

ان شالله وقتی اومدی معتاد نمیشی،من که از گروه زدم بیرون:))
خداروصدهزار مرتبه شکر... :)

:))))

مریم چقد خندیدم نوشتی الان خودم و حذف کردم...

ای جانم تو هم براش از طرف من بوس بفرست... :*
پاسخ:
خداروشکر:)

:)))))

خوب چیکار کنم داشت مخم میترکید ...اخه چقدر ادم الکی حرف بزنه...من که دلشوره میگیرم....میگم ببین چقدر علافیم بخدا:((

چشم...من اینجا شدم واسطه ی ماچ و موچهای شما:))))
سلام مریم خوبی؟

خوشحالم برای عمو امیدوارم هر چ زودتر سلامتی کامل و بدست بیارن و برگردن خونه پیش عزیزانشون...

از جنی خبر داری حالش خوبه؟
اگر صحبت کردی سلامشو برسون
پاسخ:
سلام نازنین جان

ممنون عزیزم...خداروشکر خیلی بهتره:) ممنون بخاطر دعاهات:)

جنی ی گروه زد توی تلگرام ما هم رفتیم دو روزه از صبح تا شب آنلاینیم ...حالم دیگه بهم خورد همین الان خودم رو از گروه حذف کردم...

بخدا هیچ جا آرامشِ وب نمیشه...

اصلا اشتباه کردم دیروز نصبش کردم...

اتفاقا گفت دلش برات تنگ شده و برات بوسه فرستاد :)
برگرد... خوبه...بلاگ به ادمایی مث تو نیاز داره :| 
+الکی مثلن تعریف کردم ازت :D

ولی خوبه که اومدی مریم جون...

الهی به حق حضرت زهرا س عموت سالم و خوب برگرده سرخونه زندگیش:)
پاسخ:
دقیقا منم حس کردم بلاگ به من احتیاج داره و واسه همین برگشتم:))

تعریفت کاملا به جا بود عزیزم:))

و خوبتر میشه اگه تو هم برگردی:)

ممنون بابت دعات:)

الهی به حق حضرت زهرا س همیشه سلامت باشی...هم خودت و هم عزیزانت:)
۰۹ شهریور ۹۴ ، ۱۷:۳۳ فاطمه صادقی
ایشالا عموتون ب زودی خوب بشه:)
وکلی اتفاقای خوب خوب بیفته:)

یاعلی دوس جونی..
پاسخ:
ان شالله...
ان شالله...

ان شالله واسه شما هم کلی اتفاقای خوب بیفته دوست جونی:)

خدا من رو آفریده که زندگی کنم،پس .....مــــــــن.....بایـــــــــــد.....زنــــــــدگی....کنــــــــــــــــــــــم...

از همین الان شروع میکنم............... 

بله همیننه نباس باخت به زندگی

پاسخ:
:)


بله ،نباید باخت:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">