گویی نوشتن رامم میکند

روزهایی هست که نوشتن هم کار سختی میشود ولی باید بنویسی تا سبک شوی

پس یک عالمه واژه  از ناکجاآباد ذهنت بیرون میکشی و میچپانی توی دهن کله ات

و واداراش میکنی که بِجَود و قورت دهد و بعد یک چیزهایی قی کند روی کیبورد،

بعد میخوانی و میبینی چرت و پرت نوشته ای

میخندی و میگویی همین که ذهنم را آرام کردی دمت گررررررررررررم:)))

  • اقلیما ...
دوشنبه ۶ مهر ۹۴ , ۱۹:۳۸ مــریـــmaryamـــمـㄟ(ツ)ㄏ
سلامـ این کامنتـ صرفا جهتـ کسبـ مقامـ اول استـ و فاقد ارزش دیگری استـــ:))
سلام

مرحبا به این سرعت عمل:))
دوشنبه ۶ مهر ۹۴ , ۱۹:۳۹ مــریـــmaryamـــمـㄟ(ツ)ㄏ
خودتـــــ خوبی؟؟؟:)))
فدای تو،من خوبم،خودت چطوری؟!!

مدرسه چطوره؟!!باهات غریبی که نمیکنه؟!!:))
دوشنبه ۶ مهر ۹۴ , ۱۹:۴۲ مــریـــmaryamـــمـㄟ(ツ)ㄏ
خوبمـ خدا رو شکر:)

یه کمـ غریبی میکنه اما کمـ کمـ  آشنا میشیمـ دیگه:))
خداروشکر:)

براش بستنی بخر زودتر رفیق شین:))
دوشنبه ۶ مهر ۹۴ , ۱۹:۴۶ مــریـــmaryamـــمـㄟ(ツ)ㄏ
چشمـ:))
چشمت بی بلا،ایشالله بری کربلا:))
دوشنبه ۶ مهر ۹۴ , ۱۹:۵۰ مــریـــmaryamـــمـㄟ(ツ)ㄏ
ان شالله قسمتـ شما نیز شود به زودی زوووود:))

با اجازتـ من برمـ مریمـ جان:)

دوستتـ دارمـ و دیگر هیچ...:))
خدا از زبونت بشنوه عزیزم:)

برو بسلامت عزیزم،مراقب خودت هم باش:)

منم دوست دارم و دیگر هیچ...:)
سلام

چند روزه بخاطر این اتفاقاتی که افتاده هیچی آرومم نمیکنه...
نه نوشتن نه کتاب خوندن و نه هیچ چیز دیگه...

دلم خونه...
ببخشید که کمتر سر میزنم...

سلام عزیزم

بخدا دل همه خونه ،همینجور داره کشته ها بیشتر میشه:(

خواهرم اینقدر گریه کرده که الان اعصابش به هم ریخته:(

دلِ نشستن پای تلویزیون رو ندارم میام اینجا

این چه حرفیه خواهر،شما همیشه به من لطف داشتی..

همین که میبینم هستید برام یک دنیا ارزش داره:)



دوشنبه ۶ مهر ۹۴ , ۲۱:۰۶ ✺ دلنوشته های قاصدکــــــ ✺
سلام مریم بانوی مهربانم :))))))) خوبی گلم ؟
عزیزدلم بخدا خیلییییییییییییییی دلم براتون تنگ شده :(((((((( خیلیییییییییییییییی زیادددد اصلا رفتم تو حس درس انگار ! نت نمیتونم بیام بخدا من بی معرفت نیستم :((((( میدونین که چقدر دوستتون دارم و شاید باورتون نشه با اینکه نمیتونم بهتون سر بزنم اما خیلی بهتون فک میکنم چون واقعا دوستتون دارم :***************** قربونت برم :))))))))
سلاااام زهرای گلم،فدای تو خواهری خوبم:)
ماهم دلتنگتیم عزیز دلم

من که گفتم بی معرفت نیستی این حرفا چیه؟!!!
درسات خیلی مهمترن خواهرکم...
همین که بیای خبر بدی از خودت کلی خوشحال میشیم:)
ماهم دوست داریم فدات شم...خوبه خوب درساتو بخون تا ایشالله استاد بشی:)
دوشنبه ۶ مهر ۹۴ , ۲۱:۰۷ ✺ دلنوشته های قاصدکــــــ ✺
نوشتنم میاد نمیتونم بنویسم منم :((((((
هعیی:(
دوشنبه ۶ مهر ۹۴ , ۲۱:۰۸ ✺ دلنوشته های قاصدکــــــ ✺

پست هات عالی بودن مریمم پست آخریتم خیلیم عاشقانه بود :))))) لایک داری

فدات عزیزم چشات خوشگلن:)
من که گفتم عاشقانه نیست:|
همه چی متن خوب بود بغیر از قی کردنش : ))
خوب وقتی به زور هل بدم تو دهن کله م بالا میاره دیگه:)))
نه خوب حال خواننده بد میشه :)
خوب  استقراغ مغز که مثه معده نیست که حالتون بد شه:)))
سه شنبه ۷ مهر ۹۴ , ۰۵:۱۵ سـردار خـیـبـر

 

مناجات عارفانه

الهى آدم شب کور کجا و عبد شکور کجا؟ که شب کور شکور نباشد.
الهى ، خروس را در شب خروش نباشد و حسن خاموش باشد!
الهى ، مس سگ اصحاب کهف بى طهارت روا نبود، و حسن را طهارت نباشد؟!
الهى ، نماینده ات فرمود: (( القلب حرم الله )) ، حرمت را حفظ بفرما!
الهى ، با همه شیرین زبانى و شیرین کارى ام ، نمى دانم چه کاره ام .
الهى ، (( سبحانک و تعالیت )) ، قطره ماء مهین را چه مَنیتى و چه مُنیَتى ؟!
الهى ، شکرت که نداى (( یا ایتها النفس المطمئنه )) را لبیک مى گویم .
الهى ، شکرت که هر کتابى را مى خوانم ، کتاب وجود خودم را مى خوانم .
الهى ، جهان زندان رندان است ، و جهانیان بهشت آنان ؛ ما را با رندان بدار!
الهى ، چه عذابى از حجاب سخت تر است ؛ به حق خودت از جهنم حجابم وارهان !
الهى شکرت که از تنهایى و خلوت لذت مى بریم ، چه ، تنها از خلوت وحشت دارد.
الهى ، حسین شیر خوار حسن را به حسن ببخش و حسن را به شیر خوار حسین .

ممنون بابت این مناجات زیبا:)
سه شنبه ۷ مهر ۹۴ , ۰۵:۱۶ سـردار خـیـبـر

 

حاجی این پسره خیلی شیطونه‌ ها ، شب عملیات با کارهاش لومون میده‌ها ...

- نترس سید ...

شب عملیات بود....

سید احساس کرد که پاش به ضامن مینی برخورد کرده ولی چون دید خبری نشد سینه ‌خیز راهش را ادامه داد.

آخر میدون سید برگشت ببینه پسرک دوباره کجا جا مانده...

دید روی همان مین خوابیده..

خوش به سعادت شهدا...
چه خوابی شیرینتر از اینکه دلیلش شهادت باشه..
نوشتن  دیاز پام خوبیه:)
دقی قن:))
سه شنبه ۷ مهر ۹۴ , ۱۲:۴۷ ✺ دلنوشته های قاصدکــــــ ✺
سلام آبجی جونم :*****
ظهر بخیر :)))))))))
بسیار دوستت می دارم :*******
سلام ننه زهرای عزیزم:))
ظهر خودت هم بخیر و شادی عزیزم:)

من نیز تورا بسی دوست میدارم[بوس و بغل و اینا]

راستی قدمش مبارک باشه عزیزم: ))
یک دنیا سپاس خواهرم،یادم باشه عکسشو برات بذارم:)
نهسته هستی انگار

الان ساعت یازده و سه دقیقه ی شب است و من هسته ام،تو کجایی؟!!:))
بازم مبارک باشه
همین الان عکسش رو بفرست
ممنون عزیزم:)

صبر کن از واتساپ بفرستم حوصله ی آپلود کردن ندارم

خدا پدر مادر مخترعش رو بیامرزه
واقعا:))

دمش گرم:))
ولی بعضی اوقات فحششم میدم خخخخخ
کلا درگیری باهاش:))
خخخخخخخخخخ
آقا تکلیف من رو روشن کن وبی یا واتس
اتفاقا منم همین رو میخواستم بگم:))

یادم اومد چن شب پیش که هم توی تلگرام بودیم هم واتساپ، توی تلگرام خدافظی کردیم و توی واتساپ به حرف زدن ادامه دادیم،نمیدونی چقدر خندیدم برا خودمون:))
خخخخخخخخ خدا شفامون بده
یعنی امیدی هست؟!!:))
فک نکنم

منم همین فکرو میکنم:)
من خوشم با این دیوانگیهااا:)
یه چیز بگم
من کلا خودم رو دوست دارم
خودشیفته هم خودتی
منم خودم رو دوست دارم،خودشیفته هم خودشونن:))
سلام آبجی....خوبی؟... آره نوشتن واقعا حال آدمو خوب میکنه... منم امروز دیگه طاقت نیاوردم، همه ی حرفامو راجع به یه موضوعی، جمع کردم، مقاله اش کردم، زدم تو وبم D: واسه یکی از سایتهای خبری هم فرستادم! دیگه حالا نمیدونم بزنن، نزنن... ولی تقریبا بیشتر امروز وقتم به این سپری شد و الآن واقعا هم فکرم سبک شد، هم وجدانم راحت شد...
فردا مسافریم ان شا الله... نایب زیاره شما و بقیه ی دوستان هم هستیم اگه خدا بخواد...
یا علی ع
سلام عزیزم:)

فدای تو،خوبم:)

خیلی..

کار خوبی کردی،من که عاشق این سبکی ی بعد از نوشتنم:)

میام سر فرصت میخونمت،فیلسوف خانوم:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

اقلیم اقلیما

به لطف خدای مهربان،برکت های زندگی ام چنان بیکران است که در خیال نمی‌گنجد.
پیوندهای روزانه
Designed By Erfan Powered by Bayan