رفته بودیم مشهد....

رفته بودیم مشهد...

شنبه بود،با یک دنیا التمااس میرفتم پابوس امام

امام خودش هم فهمیده است که من هرسال که میگذرد ملتمسانه تر صدایش میزنم

امام خودش میداند که هرسال لحن دعاهایم هم تغییر میکند

امام خودش میداند که هرسال  شکل دعایم متفاوتتر میشود...

مثل کسی که هرسال بزرگتر میشود،دعاهای من هم بزرگتر میشود...


رفته بودیم مشهد...

آذر بود اما به سردی روزهای اول دی بود ...

پاییز بود ولی برفِ زمستانی می بارید

تا به عمرم توی برف نرفته بودم زیارت آقا

ولی این بار هر صبح وظهر و شام ،توی برف و سرما طوری که دستها و صورتم از شدت سرما قرمز میشد میرفتیم زیارت

دیدن صحن و سرای آقا توی برف دیدن داشت

اصلا زیارت امسال یک حال و هوای دیگر داشت



رفته بودیم مشهد...

نزدیک روز شهادت مولا بود

دسته های عزاداری از هر طرف خود را به مشهد میرساندند

گوشه گوشه ی خیابان دسته های عزاداری در حرکت بودند

شاید قشنگترین دسته ی عزاداری از نظر من دسته ی عزاداری شاه حسین گویان تبریز بود

هرچند خیلی از حرفهایشان را نمیفهمیدم ولی وقتی بلند میگفتند"حیدر"ابهت این اسم اشک مینشاند توی چشمهایم

چنان طبل میزدند که لرزه بر وجودت می افتاد ...

جالب بود که وقتی حیدر میگفتند من به آسمان نگاه میکردم و حس میکردم هرچه بلندتر حیدر میگویند باریدن برف شدیدتر میشود...

اینها همه اش مال حال و هوای خوب آن شب بود که دست به دست هم داده بود تا برای لحظاتی از خودمان کنده شویم...



رفته بودیم مشهد

شبها که نماز را میخواندیم،خُدّام شروع میکردند به چایی دادن

شب اول که چای دادند وقتی یکی از خادمین لیوان را به من تعارف کرد خیلی بی فکر گفتم ممنون چای نمیخورم

احساس کردم  تعجب کرد

جانمازم رو که جمع میکردم نگاهم افتاد به جمعیت که تقلا میکردن به اونها هم چایی بدن

یک آن به خودم اومدم و گفتم مریم چطور چای امام رضا رو قبول نکردی..

گفتم نکنه آقا ناراحت بشه :(

خیلی ناراحت بودم که یدفه خانومی که کنارم نشسته بود با همون لهجه ی زیبای یزدی بهم گفت:چرا چایی امام رضا رو نخوردی؟!!

منم باهمون قیافه ی ناراحتم بهش گفتم که چایی رو نگرفتم ولی الان پشیمونم

کار خدا کارتون لیوانها رو گذاشتن کنارم،اون خانوم گفت یه لیوان بده تا من چاییم رو باهات قسمت کنم

خیلی خوشحال شدم،خیلیی...

یک خانوم دیگه هم گفت بیا بشین تو صف ما الان بهت چایی میدن،خجالت نداره که این چایی ها مال امام رضاست...

بعد هم یکی از خُدّام لیوانم رو از چایی پر کرد...

یک آن دلم خواست بایستم وسط جمعیت و یک دل سیر زائرای امام رو نگاه کنم

آدم وقتی محبت مولاش رو احساس میکنه،برای لحظاتی احساس میکنه که عاشق زائرانش هم شده...


 

رفته بودیم مشهد

داخل حرم نزدیک ضریح توی حال خودم بودم و دست به سینه چشم دوخته بودم به ضریح و زائرایی که با تلاش میخواستن خودشون رو به ضریح برسونن

کاری که من هیچوقت نمیکنم،همیشه تا جایی که بتونم به حرم نزدیک میشم و همونجا سلام میدم و با آقا حرف میزنم

هیچوقت دلم نمیخواد کوچکترین اذیت و آزاری به زائرا برسونم،وقتی میبینم این همه همدیگه رو فشار میدن و بعضا با دلخوری و عصبانیت خودشون رو از میون جمعیت بیرون میکشن ناراحت میشم

واقعا محضر آقا جای اینکارها نیست،بنظرم باید با وقار و آرامش بایستی و سلام بدی،نه با جیغ و داد خودت رو به ضریح برسونی...

خلاصه ایستاده بودم که یک خانومی صدام زد

رو برگردوندم دیدم گوشیش رو داد دستم گفت توروخدا از ضریح برام فیلم بگیر تا ببرم برای بچه هام

گوشی رو ازش گرفتم و گفتم فکر میکنم قدغن باشه و نذارن

گفت حالا شما بگیربرام

خنده م گرفت  گوشی رو گرفتم و سی ثانیه ای فیلم گرفتم،بهم میگفت قشنگ دور بگیر که همش توی فیلم باشه که یدفه یکی از خدام با همین چیزایی که دستشونه و هیچوقت نفهمیدم اسمش چیه اومد توی دوربین و گفت خانوم خاموش کن گوشیتو

اون خانوم هم شروع کرد به التماس کردن که بذار فیلم بگیره ...ولی خوب  دیگه اجازه ندادن ...

 

رفته بودیم مشهد

همه داشتن میومدن و من میخواستم برگردم

روزهایی که مشهد بودم مشهد نسبت به همیشه خیلی خلوت بود

ولی میدونستم که این روزهای آخر صفر بخاطر شهادت امام رضا مشهد شلوغ میشه

حال و هوای مشهد رو که دیدم،همش میگفتم کاش هوا اونقدر بد بشه که پروازمون رو کنسل کنن و ما حداقل شب شهادت امام حسن و رحلت پیامبر مشهد باشیم..

ولی از شانس ما چنان هوا آفتابی شد که...


خلاصه رفته بودیم مشهد

جای همه ی دوستان خالی،تا جایی که تونستم یادتون کردم،ان شالله که حاجت روا بشین تو این روزهای عزیز...

 

  • اقلیما ...
سلام عزیزم...خوبی؟
اعیادت مبارک خواهری...
دلم میخواس این پستتو بخونم ولی اذون زدن :)) ان شاءالله سر فرصت ^_^ فقط چون راجب مشهده، باز هم عرض میکنم ان شاءالله زیارتت قبول باشه عزیزم :)
در پناه خدا باشی ان شاءالله...
التماس دعا...خیلی...
یا علی ع
سلام عزیزم

ممنون ،واسه شما هم مبار باشه

نمازت قبول  ان شالله،ممنون جای شما خالی:)

و همچنین،...
محتاج دعام
علی یارت:)
يكشنبه ۲۹ آذر ۹۴ , ۱۵:۳۴ ✺ دلنوشته های قاصدکــــــ ✺
سلام مریم جوووووونم

وقت بخیر بانو :**

خوبی عزیزمممم؟؟
سلام زهرای گلم

روزت بخیر گلم:)

من خوبم خداروشکر،خودت چطوری؟!!
شفیع خلق به روز جزا توانم بود
اگر سگی ز سگان رضا توانم بود...

گواری وجودتان زیارت حضرت سلطان...

یا علی علیه السلام
سلام و سپاس فراوان...
جمعه ۲۷ آذر ۹۴ , ۰۹:۴۲ ✺ دلنوشته های قاصدکــــــ ✺
سلام مهربونم
صبح آدینه ت بخیر و شادی
خواهری جووووووونم ممنون که پیشم اومدی :***
ان شاء الله بعد امتحانات دوباره برمیگردم و تو این مدت هم حتما بهتون سرمیزنم ... یه روز وب رو باز گذاشتم چون قول داده بودم به زودی برمیگردم که اونم نشد :((
دوستت دارم مریم جوووووووون دلمممممممم :**************
لطفا دعام کن عزیزدلممممم
سلام عزیزم

عصر یکشنبه ت بخیر و شادی:)

خواهش میکنم ننه،وظیفه ی هر نوه ای سر زدن به ننه شه:))

ان شالل توی امتحانا روسفیدمون میکنی و با دل خوش میای وب:)

فدای تو عزیزم،ان شالله که همیشه موفق و مؤید باشی عزیزم:)
یک تبسم یک صدا فرمان عشق
یک ترانه یک نفس جریان عشق

یک غریبه سرزده شد آشنا
می دهد سر بر لب دیوان عشق

یک غروب و یک سرود و یک خروش
بر سر بازار پرباران عشق

یک ستاره یک غزل شعر و ثنا
یک سبد گل چیده در دامان عشق

یک سوار و تک نواز و سروناز
می دهد بهر دلم سامان عشق

یک نشانه یک حیات و زندگی
می شود گمگشته پیدا می شود پایان عشق

یک سرآغاز یک تولد یک فروغ
چون طبیبان میکند درمان عشق 
..
انتهای قصه

شاعر : آرزو نوری

کلاغها به خانه برمی‌گردند
با تصویری از تو
در مردمک چشمهایشان
تو اما...
قصد آمدن نداری
با این که صابونها
قالب قالب کم می شوند
و کلاغها
دسته دسته
تا انتهای قصه می روند
..
دوشنبه ۲۳ آذر ۹۴ , ۲۰:۰۱ ✺ دلنوشته های قاصدکــــــ ✺
سلام مریمی جووووووووون دلمممممممم
خوبی خواهری ؟
خیلی دلتنگتم
امان از این میانترمهااااااا تمومی نداره :|| !!!
آجی جونم خیلی دوستت دارم
ان شاء الله به زودی برمیگردم
التماس دعااااااااا
سلااااااام قاصدکم
فدای تو گلم

باورت نمیشه چقدر جات خالیه:(
ان شالله بسلامتی از پس همشون به خوبی برمیای:)
قربون تو عزیزم،منم خیلی دوست دارم!
ان شالله
محتاجم عزیزم
سلام عزیز دلم
چقدر حس خوبی داشت این پست
اشکم در اومد و خیلی زیاد دلم خواست الان اونجا میبودم
خیلی قشنگ نوشته بودی و خیلی جاهاش حس کردم خودمم اونجام
زیارتت قبول آبجی کوچیکه گل :****
+ اون دسته شاه حسین گویان احتمالا هیئت تشنگان کوثر بوده و مداحش حاج محسن رستگاری که به نوعی نابغه شاه حسین گویان تبریزه 
سلام خواهر گلم
فدای اون دل مهربونت
ان شالله که خودت سرت خلوت میشه و یک دل سیر میری زیارت آفا و از اونجا با دل پاکت دعامون میکنی

ممنون آبجی بزرگه ی عزیزم:)

+نمیدونم،شاید همونی بود که تو میگی ولی هرچی بود خیلی پرشور بود هیئتشون،باور کن با اینکه نمیفهمیدم چی میگن دلم میخواست همینطور اشک بریزم
امیدوارم سال دیگه هم این روزها اونجا باشم
یک عالمه فیلمبرداری کردیم ولی اینکه همون جا باشی یه حس دیگه ای داشت...
سلام مریم جونم
مریم جون هر کاری میکنم آدرست در وب من ذخیره نمیشه کلافه شدم  تو رو خدا از یکه قالب و سیستم و فضای دیگه استفاده کن کلا وبم با بلاگ آی آر مشکل داره و سیو نمیکنه ولی بلاگفا و میهن بلاگ و بلاگ اسکای رو راحت میپذیره من میخوام  تو جزو لینک هام باشی من با بدبختی تو  و جنیفرجون رو پیدا کردم البته آدرس جنیفر جون رو تو لینک هام دارم اما برا شما که ذخیره کردم تو پیوندام اصلا باز نمیشه 
لطفا هر وقت میای وبم آدرست رو بذار تا راحت بیام پیشت
اتفاقا امشب یا فردا پست جدید میزارم  چون این هفته تولد من و همسرم هست راستی اینجا نمیشود از شکلک ها استفاده کرد چقدر بد
 آیکون جیغ و گریه
سلام مهراندیش جان
خوب بلاگفا با سرویس بیان مشکل داره متاسفانه و هیچکس نمیتونه ما رو لینک کنه و ما هم موقع کامنت گذاشتن نمیتونیم آدرس بذاریم
ولی لانگران خواهر،یه کاریش میکنم:)

فک کنم تولدتون بیست و چهارم آذر باشه،...پیشاپیش تبریک میگم تولد خودتون و آقا محراب رو:)
آره حیف شد شما خیلی با شکلکا کار دارین،اینجا خیلی دست و پاتون بسته ست:))
جمعه ۲۰ آذر ۹۴ , ۱۴:۱۴ مــریـــmaryamـــمـㄟ(ツ)ㄏ
سلامـ مریمـ عزیزمـ:×

خوش برگشتی مهربون:)

زیارتــــــ قبول:)

چه خوبـ توصیفش کردی...دلمـ خواستـــ...:(

ممنون از اینکه به یاد منمـ بودی:)

+شهادتـــ آقا علی بن موسی الرضا رو تسلیت میگمـ...:(




سلام مریم خوبم

ممنون عزیزم:)

ببخش که دل به هوات کردم:(

به یاد دوستام نباشم به یاد کی باشم عزیزم:)

منم متقابلا تسلیت میگم،ان شالله که قسمت بشه سال دیگه این روزها مشهد باشیم:(
سلام مریم عزیز 

رسیدن بخیر، زیارتت قبول باشه خانوم :)

انقد قشنگ و با جزئیات تعریف کردی که خودمو یه آن اونجا حس کردم... :) 

به هرحال خداروشکر بابت این رزقی که تو این ایام قسمتت شد
انشالله به زودی بازم طلبیده شی...

التماس دعا دارم 
یا علی 

سلام لیلا جان
همه چیز خیلی قشنگتر از این توصیفات بود...حیف که نمیشه همه چی رو نوشت
واقعا خداروشکر
ان شالله روزی هرساله ت باشه زیارت آقا
محتاجم به دعا
علی یارت:)
زیارت قبول خاتون :)
ممنون

نرگس جان به من نگو خاتون ،احساس پیری میکنم :))
سلام عزیزم :)

زیارتت قبول خانمی.. ماچ و بغل

خوبی گلم؟نمیپرسم خوش گذشت چون میدونم عالی بوده مگر میشه ادم بره پیش امام رضا و عالی نباشه؟!

مرسی ک ب یادم بودی  :))باتوجه ب کامنت پست قبل ؛) ممنونتم...

چ برفی هم اومده چ خوشگل...
سلااام نازنین بانو

ممنون عزیزم،بوس و ماچ و بغل و ایناااا:))

فدای تو،خوبم خداروشکر،آره واقعا مگه میشه بری مشهد و خوب و عالی نباشی:)

آره با توجه به همون کامنت،زیرزمین شده بود محل یادکردن تو:))

آره خیلی برف قشنگی بود ولی خادمین تند تند برفار و پارو کردن ریختن عقب وانت از صحن خارج کردن
همه ی مردم هم با ذوق و شوق پارو ها رو میگرفتن کمک میکردن
واقعا خیلی با صفاا بود:)
جای همه خالی واقعا
اجی عشقی عاشقتممممممممممممممممممممممممم
:*
اجی دلم برات تنگ شده بود
عزیزمیییییی

منم دلم براتون تنگ شده بود
واسه این لبخند کوچولوهایی که زیر پستهام میذاری هم دلم تنگ شده بود:)))
فدای تو 
تو بجای من ابجی گلی:)
قربونت عزیزم

هرکسی جای خودشو داره،دعا میکنم خودت بری زیارت که حالشو خودت ببری:)
وای مریم جون چقده منو هوایی کردی:'(
فدای دل پاکت که اینقدر راحت هوایی میشه:)
جای من خالی :"(
میخوام
واقعا جات خالی عزیزم
ان شالله به زودیِ زود آقا می طلبه و میری:)
قلب آدمها گاهی شکوه می کند،
چرا که آدمها می ترسند بزرگترین رؤیاهایشان را برآورده کنند،
به این دلیل که یا فکر می کنند لیاقتش را ندارند
و یا اینکه نمی توانند از عهده ی آن برآیند.
خوشم میاد از این کامنت برام میذاری:))
سلام دخترُم

رسیدن بخیر

زیارت قبول[

ان شاءالله حاجت روا

ان شاء الله با دست پر برگشته باشی



خواهش می کنم مگه میشه به یادت نباشم اصلا دلم همراهت بود این چند روز همش می گفتم

دخترُم الان تو حرمه و برای مامانش دعای خیر می کنه


فدای تو

می دونستم که به یادم همه هستی

باور کن همون روزی که تو رفتی مشهد شبش الناز تو واتس آپ پیام داد و گفت: مامانمو بردیم یه دکتر دیگه گفته نیاز نیست که آنژیو بشه چون خیلی می ترسید بنده خدا



الهی آمین


مریم دخترُم از روزای برفی حرم بگو

اذیت که نشدین؟

حسابی لذت بردی یا نه؟



الان که اومدم پستت رو خوندم اشکام بی اختیار ریخت

خوش به حالت عزیزم


مریم جونم دخترُم صفحه ات برام باز شد ولی بسته شد و دیگه هم باز نشد نمی تونم نظر بذارم

سلااااااام بر مامان معصوم خودم

خیلی خیلی ممنون ،ان شالله همگی حاجت روا بشیم به حق این روزها

واقعا از خوبیتونه که اینقدر حواستون به دوستاتون هست و مرتب ازشون یاد میکنید:)

آره دیگه تا رسیدم اول گفتم بذار یادی از مامانم اینا بکنم:))

پس خداروشکر مادرشون بهترن،واقعا خوشحال شدم،الهی که همیشه سالم و تندرست باشن:)


واااای مامان ،چی بگم از حال و هوای روزهای برفی و زیارت که هرچی بگم کم گفتم
لذتی بردم که نگو ونپرس
واقعا جای همتون خالی بود

الهی بمیرم،ببخشید اگه نارحتتون کردم:(
شما که زیاد میرین زیارت،ان شالله بازم همین روزها راهی میشین:)

امشب سرویس بیان مشکل داره،خودم هم به زور پست گذاشتم:(
هر چی نوشتم پرید
زیارتت قبول : ))
خسته نباشید واقعا:))

ممنون،جای تو خالی:)
پنجشنبه ۱۹ آذر ۹۴ , ۲۰:۱۱ ✺ دلنوشته های قاصدکــــــ ✺
سلام مریم عزیزدلمم
زیارت قبول بانو خوش به سعادتت
دلم لک زده حرم به خدا ....... :(((
امیدوارم تو لحظه های ناب خلوتت تو حرم منم حتتتتتی برای یک لحظه از دل پاکت گذرونده باشی خواهری خیلی محتاجم .....
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
:((
امسال امام رضا ما رو نطلبیدن خیلی دلتنگم ....
کاش بازم قسمت بشه بریم
یا امام رضاااا
سلااااام زهرا جان،کجایی تو دختر،نه وب داری نه خبری ازت هست خوب نمیگی ما نگران میشیم:((

ممنون عزیزم
اتفاقا یادم بود که میگفتی دل به هوای حرمی:(
ان شالله به زودی زود قسمتت میشه که تا امسال تموم نشده بری مشهد

هرچند همین که امام رضا توی قلبت جا داره خودش یک دنیا می ارزه:)

یا امام رضااا زهرای مارو گوشه ی ایوونت بذااااار:)
سلام دوست نازنینم
خلاصه با زحمت فراوان پیداتون کردم خوشحال میشم دوباره به وبم بیایی نازنینم من مهربانو هستم همون مهراندیش سابق
سلااام مهراندیش جان
معلوم هست کجایی شماااا
چرا اینقدر رسمی حرف میزنی باهام:|
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

اقلیم اقلیما

به لطف خدای مهربان،برکت های زندگی ام چنان بیکران است که در خیال نمی‌گنجد.
پیوندهای روزانه
Designed By Erfan Powered by Bayan