اقلیم اقلیما

چهارشنبه, ۹ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۰۷ ب.ظ

درد بی درمان...


از روبه روی بازار بزرگ شهر رد شدم

یادم آمد خانه اش روبه روی همین بازار بود...

یک هوا دلم تنگ شد و خاطراتش مثل یک ریسمان، بغض را انداخت دور گلوی وامانده ام

وآه کشیدم برای نبودن کسی که بود و هیچگاه از نبودنش نترسیدم

و اکنون او نیست وبرای نبودنش اقسوس را نه اینکه بخورم  بلکه با حرص میجوم ...

همیشه همین است...رفتار مزخرف و تکراری آدمها

غصه را وقتی میخورند که راهی برای جبران نیست.....

۹۴/۱۰/۰۹
اقلیما ...

نظرات  (۳۱)

]i 'g rak'd
lvsd
چه گل قشنگی
مرسی
پاسخ:
خواهش میکنم قابلتو نداشت:)
 
به من مگو که خدا را ندیده ام هرگز
اگر خدا طلبی
خدا در اشک یتیمان رفته از یاد است
خدا در آه غریبان خانه بر باد است
اگر خدا خواهی
درون بغض زنان غریب، جای خداست
دل شکسته هر بینوا سرای خداست  مهدی سهیلی
پاسخ:
ان شالله که خدا هرلحظه درنظرت باشه :)
برخیز دلا که دل به دلدار دهیم
جان را به جمال آن خریدار دهیم

این جان و دل و دیده پی دیدن اوست
جان و دل و دیده را به دیدار دهیم

هوشنگ ابتهاج
پاسخ:
.Image result for ‫شکلکهای گل‬‎
۱۶ دی ۹۴ ، ۱۷:۰۱ ✺ دلنوشته های قاصدکــــــ ✺
سلام مریم بانو
خوبی عزیزم؟
ایام به کام نازنین :***
پاسخ:
سلام زهرا جان
فدای تو

امیدوارم زود زود  با سرفرازی از دست امتحانها خلاص بشی:)
۱۶ دی ۹۴ ، ۱۰:۵۵ مــریـــmaryamـــمـㄟ(ツ)ㄏ
با پستتـ موافقمـ به شدتـــــــ...:(
پاسخ:
منم با تو موافقم شدید:))
۱۶ دی ۹۴ ، ۱۰:۵۴ مــریـــmaryamـــمـㄟ(ツ)ㄏ
سلااااااااااامـ مریمـ جان:)

حا و احوال بانو؟؟؟:)

قالبـــــ نو مبارکــــ:)

چه تفاهمی دارین شما و جنیفر جفرسون جان:))
پاسخ:
سلااااام عزیز جان:)

خوبم خداروشکر

ممنون

کلا منو جنی زیاد تفاهم داریم:))
۱۴ دی ۹۴ ، ۲۳:۵۱ ✺ دلنوشته های قاصدکــــــ ✺
سلام گل مهربونم
خوبی؟
وای چقدر دلم براتون تنگ شده :(
خواهری جونم این شنبه نه شنبه بعدی امتحاناتم به پایان میرسد!
برام دعا کن خوب تمومشون کنم
همیشه بیادتونم
دوست دارم :*
پاسخ:
سلام عزیزم
ممنون
وای که چقدر جای خودت خالیه:(
وای یعنی این شنبه نه اون شنبه ی بعدی از راه میرسه؟:))
ان شالله همه ی امتحانات رو خوب خوب میدی و با دل خوش میای سر وب و زندگیت:))
ما نیز به یادتیم عزیزم
و بسی دوستت داریم:)

۱۴ دی ۹۴ ، ۲۲:۳۴ جنیفر بانو
سلام
پاسخ:
علیک سلام بانو:)
🌸🌸
🌸
چه سرنوشت غم انگیزی
که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می بافت
ولی بفکر پریدن بود...

مرحوم حسین منزوی

🌸
🌸🌸
پاسخ:
.Image result for ‫شکلکهای گل‬‎
🌸🌸
🌸
عشق ما
بیرون،
پشتِ دیوارها زاده شد
در باد
در شب
در زمین
از این روست
که خاک و
گُل، گِل و
ریشه‌ها
نام تو را می‌دانند..



پابلو نرودا

🌸
🌸🌸
پاسخ:
.Image result for ‫شکلکهای گل‬‎
🌸🌸
🌸
من 
چمدانت را 
گرفته بودم
موج ها را 
گرفته بودم
هفت و ده دقیقه غروب را 
گرفته بودم
تو اما
از درون راه افتادی.

گروس عبدالملکیان

🌸
🌸🌸
پاسخ:
.Image result for ‫شکلکهای گل‬‎

ای کاش میتوانستند 
از آفتاب یاد بگیرند
که بی دریغ باشند
در دردها و شادیهایشان
حتی
با نان خشکشان
و کاردهایشان را 
جز از برایِ قسمت کردن
بیرون نیاورند ... شاملو

 

پاسخ:
.Image result for ‫شکلکهای گل‬‎
آه اگر آزادی سرودی می خواند
کوچک
همچون گلوگاه پرنده ای
هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند
سالیان بسیاری نمی بایست
دریافتی را
که هر ویرانه نشان از غیاب انسانی است ...  شاملو
پاسخ:
دم شاملو گرم
: (
پاسخ:
چته؟!!:|
سلام مریم جان
چرا دیگه بهم سر نمیزنی؟ مشکلی پیش اومده
پاسخ:
سلام عزیز دلم،
شرمنده که خاموش خوندمت
کلا خیلی وقته وب نمیام زیاد،دیشب فقط کامنت تایید کردم،ان شالله امشب میام پیشت:)
خب از همین بعضیا بپرس
پاسخ:
خب دیگه خیلی وب نمیومدم که دغدغه ش رو داشته باشم
یعنی تصویر بذاری برای قالب؟
پاسخ:
آره،خیلیا گذاشتن،گل و بلبل و اینا میذارن خودشون،ولی من بلد نیستم:(
تصویر چی؟
پاسخ:
هرچی دلت خواست
به امید خدا پیشرفت میکنه خواهر : ))
به باقی امکاناتش فک کن
پاسخ:
این هم که قالباش دست خودشه واسه امنیتشه
اینجا اولویت با امنیته:))

البته اگه بلد باشی میتونی خودت براش تصویر انتخاب کنی ولی من که بلد نیستم:))
یه کم زدیش تو چشم میزنه ولی پُر پَرو پیمون تر از قالبهای قبلیه
پاسخ:
بیان قالباش دست خودشه
این دیگه خوبشه
اکثرا سادن ،گاهی دلم تنگ میشه واسه روزهایی که میرفتم دنبال قالب برای وب:(
راستی بهت گفتم قالبت رو دوست میدارم : )
پاسخ:
نه نگفته بودی،ولی الان گفتی،خوبه برم عوضش کنم:))
کامنت من کو؟
پاسخ:
صبور باش خواهر من،داشتم تایید میکردم خووب:))
نمک و آب
روزی شاگرد یک راهب پیر هندو از او خواست که به او درسی به یاد ماندنی دهد. راهب از شاگردش خواست کیسه نمک را نزد او بیاورد. سپس مشتی از نمک را داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست همه آن آب را بخورد. شاگرد فقط توانست یک جرعه کوچک از آب داخل لیوان را بخورد، آن هم به سختی.
استاد پرسید: «مزه اش چطور بود؟»
شاگرد پاسخ داد: «خیلی شور و تند است، اصلاً نمی شود آن را خورد.»
پیر هندو از شاگردش خواست یک مشت از نمک بردارد و او را همراهی کند. رفتند تا رسیدند کنار دریاچه. استاد از او خواست تا نمکها را داخل دریاچه بریزد. سپس یک لیوان آب از دریاچه برداشت و به شاگرد داد و از او خواست آن را بنوشد. شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید. استاد این بارهم از او مزه آب داخل لیوان را پرسید. شاگرد پاسخ داد: «کاملا معمولی بود.»
پیر هندو گفت: «رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو می شود همچون مشتی نمک است و اما این روح و قدرت پذیرش انسان است که هر چه بزرگتر و وسیعتر می شود، می تواند بار آن همه رنج و اندوه را براحتی تحمل کند. بنابراین سعی کن یک دریا باشی تا یک لیوان آب.»
پاسخ:
ممنون مهربانو جان،کاملا آموزنده بود:)
حضرت علی (ع) می فرماید :

زندگی کردن با مردم این دنیا همچون دویدن در گله اسب است..
تا میتازی با تو میتازند.
زمین که خوردی، آنهایی که جلوتر بودند.. هرگز برای تو به عقب باز نمیگردند.


و آنهایی که عقب بودند، به داغ روزهایی که میتاختی تورا لگد مال خواهند کرد!
* در عجبم از مردمی که بدنبال دنیایی هستند که روز به روز از آن دورتر میشوند 
و غافلند از آخرتی که روز به روز به آن نزدیکتر میشوند...
پاسخ:
واقعا ما ادمها جای تعجب داریم با این کارهامون:(
سه چیز انسان را شاد می کند :

اولین مورد ، ارتباط های انسانی است
دوست داشتن و دوست داشته شدن

دومین مورد طبیعت است
کوه ، کویر ، دریـــا
و شاید گل ها و گیاهان کمی بیشتر

سومین مورد نیز 
خندیدن است ، خندیدن از ته دل 

فکرش را بکنید هر سه مجانی هستند ، بی هیـــــچ بهانه ای ...
پاسخ:
الهی که همیشه لبت خندون باشه عزیزم:)
سلام نازنینم
من کلی برات کامنت تو پست پایین فرستادم چرا هیچکدوم نیست؟
پاسخ:
سلام عزیزم،فقط یک کامنت خصوصی از شما داشتم،نمیدونم بقیه چی شدن:(
۱۰ دی ۹۴ ، ۲۲:۵۶ نرگس جوان
چ پست غم انگیز ناکی:(
پاسخ:
پست رو ول کن،کی ادامه ی رمانتو میذاری؟!!:))
۱۰ دی ۹۴ ، ۲۰:۰۵ شـــــــــــیــــــطــــــــــــونه Fatima
:"(
میفهمتت
پاسخ:
تو چقدر فهمیده ای:)
گاهی خیلی دیر میشه : (
سلام
پاسخ:
گاهی خیلی خیلی دیر میشه:((

علیک سلام
۱۰ دی ۹۴ ، ۰۸:۵۷ سوته دلان
سلام 

قالب نو مبارک... :) 
قشنگه...

ای داد بیداد...
تازگی ها به هر وبی سر میزنم از نبودن یکی نوشتن! :(
قصه تلخ و تکراری همیشگی :(
اما خب تنها چیزی که میتونه غصه آدم رو کم کنه اینه که بدونه جاشون خوب و امن...

نمیدونم این شخص به رحمت خدا رفته یا دور از دسترس...
ولی در هر دو حال خدا بیامرزتش و اگر از این دنیا رفته انشاءالله که روحش قرین رحمت الهی بشه...

پاسخ:
سلام
ممنون،چشمات قشنگه خواهری:)

میگم که قصه ی تکراری و مزخرف آدمهاست،پس تعجب نداره که همه اینجوری بنویسن:(
بله ان شالله که هرکی رفته به جای بهتری برسه

نه زنده ست ولی دیگه برنمیگرده پیشم:(
فقط ذعا میکنم تموم مشکلاتش برطرف بشه،درست روزهایی که باید پیشش می بودم تنهاش گذاشتم:(

خدا هممون رو بیامرزه:)
درضمن از همینجا از اینکه خاموش میخونمت یک دنیا معذرت میخوام[آیکون شرم زدگی]:))
۱۰ دی ۹۴ ، ۰۱:۲۲ ♥ محجبه ♥
قالب جدید مبارک آجی
پاسخ:
ممنون عزیزم:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">