اقلیم اقلیما

يكشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۴، ۰۵:۰۷ ب.ظ

مواظب آدمایی که از فیلتر گذشتن باشیم....


بعضی از آدما خیلی معمولین

خیلی خیلی معمولی

مثه من یا 

مثه نقی معمولی :))

اصلا فرقی نداریم با آدمای معمولی ی دیگه...

یا طرفمون فرقی نداره با آدمای معمولی ی دیگه...

ولی همین ماهایی که  معمولی هستیم

گاهی خاص میشیم برای یه نفر

یا گاهی همین آدمای معمولی خاص میشن برای ما...

خاص میشیم چون فقط داره خوبیهات رو میببنه

یا فقط داریم خوبیهاش رو میبینیم...

خاص میشیم یا خاص میشن چون تموم وجودت یا وجودش  رو داری از اونطرف فیلتر میبینی یا میبینه

فیلتری که تموم بدیها و زشتیهات و بدیها و زشتیهاش  رو نگه میداره و یه تصویر شفاف از خوبیهات و خوبیهاش  ارسال میکنه...

اینجوری میشه که خیلی از آدمای معمولی میشن خاص

اونقدر خاص که بنظرت اونا فقط یه دونه ن و فقط و فقط واسه نمونه ن


ما خوب مطلق نداریم

اگر در کسی فقط خوبی و زیبایی دیدیم یک جای کار لنگ میزنه...

حواسمون رو جمع کنیم که طرفمون رو از فیلتر رد نکرده باشن یا از فیلتر رد نکرده باشیم...


گاهی منطق داشته باشیم...

همین...


#اندر_فرمایشات_یهویی_ی_اقلیما

۹۴/۱۲/۰۲
اقلیما ...

نظرات  (۱۳)

فیلتر نکردن خیلی سخته گاهی اوقات خودت دوست داری آدمها رو فیلتر کنی و اون طوری که دوستشون داری ببینیشون نه اون طوری که هستن
پاسخ:
بله

برا همین میگم یکم منطقی باشیم
خوب نیست که از بعضی آدما بت بسازیم
بگذار عالـم بـداند 
مـن ذره ذرهء ذرات جهان را
جــایگزیــــن کسی کرده ام 
کـه هیچ چیز جایش را نمیگیــرد!
آخـر او...
خـدای عاشقـی های من است...
مگر کسی می توانـد جای خدا را بگیرد؟
هرگز!!!
پاسخ:
.Image result for ‫شکلکهای گل‬‎

دنگ..،دنگ..
ساعت گیج زمان در شب عمر
می زند پی در پی زنگ.
زهر این فکر که این دم گذر است
می شود نقش به دیوار رگ هستی من...
لحظه ها می گذرد
آنچه بگذشت ، نمی آید باز
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز... سهراب سپهری

 

پاسخ:
.Image result for ‫شکلکهای گل‬‎
دقیقا!!! نقاب ها با نقاب ها!!!
پاسخ:
بله:(
چند وقتی هس ک دارم خیلیا رو از فیلتر رد میکنم و خیلیا رو میشناسم..

مرسی بابت پست خوشگلت عزیز :)
پاسخ:
چه کار خوبی...پس منطق مند شدی:))

فدات نازنینم:)
ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﺑﻤﻦ ﺁﻣﻮﺧﺖ ﻣﻌﻠﻢ” ﺁ ” ﺭﺍ
ﺧﻮﻥ ﺩﻝ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺴﯽ ﺗﺎ ﮐﻪ ﻧﻮﺷﺘﻢ ” ﺑﺎ ” ﺭﺍ

ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺩ ﺑﻪ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺁﻭﺭﺩ
ﺗﺎ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﺨﺶ ﮐﻨﻢ ﺑﺎﺑﺎ ﺭﺍ

ﺯﻧﮓ ﻧﻘﺎﺷﯽ، ﻣﻦ ﺭﻧﮓ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ
ﺍﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺁﺑﯽ ﺑﮑﺸﻢ ﺩﺭﯾﺎ ﺭﺍ

ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮔﻔﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﻡ ﺩﺳﺖ
ﺗﺎ مراعات کنم ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺭ ﺍﻣﻼ ﺭﺍ

ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺩﻫﻘﺎﻥ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭ ﮐﻪ ﺑﻮﺩ
ﺗﺎ ﮐﻪ ﺳﺮﻣﺸﻖ ﺩﻫﺪ ﺟﻤﻠﻪ ﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ

ﺗﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﮐﺴﺮ ﮐﻨﻢ ﺳﺎﯾﻪ ﯼ ﺟﻬﻞ
ﺑﺎ ﮐﻤﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺁﻣﻮﺧﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﻨﻬﺎ ﺭﺍ

ﮔﻔﺖ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﭘﻨﯿﺮ ﺍﺯ ﺩﻫﻦ ﺯﺍﻍ ﺭﺑﻮﺩ
ﺗﺎ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ ﺣﻘﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ

گفت ” ﺁ ” ﺑﺮ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺰ ﮐﻼﻫﯽ ﺩﺍﺭﺩ
ﻋﺸﻖ ﺑﺎ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﮐﻼﻩ ﻣﺎ ﺭﺍ

ﻣﺎ ﮐﻪ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ که: ﺑﺎﺑﺎ ﻧﺎﻥ ﺩﺍﺩ
ﭘﺲ ﻧﺪﯾﺪﯾﻢ ﭼﺮﺍ ﺧﻮﻥ ﺩﻝ ﺑﺎﺑﺎ ﺭﺍ؟

ﺩﺭﺱ ﺩﻫﻘﺎﻥ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺪ ﻭ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮد ﮐﻪ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﮐﻨﺪ ﺩﺍﺭﺍ ﺭﺍ

ﺷﻮﻫﺮ ﺳﺎﺭﺍ، ﺷﯿﺎﺩ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺍﺯ ﺁﺏ
ﮐﺮﺩ ﭼﻮﻥ ﺷﺎﻡ ﺳﯿﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺳﺎﺭﺍ ﺭﺍ

ﺑﻮﯼ ﻣﺮﮒ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮐﺒﺮﯼ ﺑﻪ ﻣﺮﺍﺩﺵ ﻧﺮﺳﯿﺪ
ﺳﺮﻃﺎﻥ ﺭﻓﺖ ﮐﻪ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﮐﻨﺪ ﮐﺒﺮﯼ ﺭﺍ

ﮐﺎﺵ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﻋﻮﺽ ﺭﻭﺑﻪ ﻭ ﺯﺍﻍ
ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺯﯾﺮﮐﯽ ﻓﺮﺩﺍ ﺭﺍ

کاش ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺳﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﻗﺎﯾﻢ باﺷﮏ
ایست میداد بد و زشت همه دنیا را

ﺍﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﮔﺮﭼﻪ ﺍﻟﻔﺒﺎﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﺁﻣﻮﺧﺖ
ﻣﺎ ﻏﻠﻂ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ” ﺍﻟﻒ ” ﺗﺎ ” ﯾﺎ
پاسخ:
واااای چقدر زیبا بود مهربانو جان،ممنووون:)

.Image result for ‫شکلکهای گل‬‎
گفتی که به احترام دل باران باش
باران شدم و به روی گل باریدم

گفتی که ببوس روی نیلوفر را
از عشق تو گونه های او بوسیدم

گفتی که ستاره شو ، دلی روشن کن
من هم چو گل ستاره ها تابیدم

گفتی که برای باغ دل پیچک باش
بر یاسمن نگاه تــــــو پیچیدم

گفتی که برای لحظه ای دریا شو
دریا شدم و تـو را به ساحل دیدم

گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش
مجنون شدم و ز دوریـت نـــالیدم

گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز
گل دادم و بـا ترنّمت روییــدم

گفتی که بیا و از وفایت بگذر
از لهجه ی بی وفاییت رنجیدم

گفتم که بهانه ات برایم کافی ست
معنای لطیف عشق را فهمیــدم
پاسخ:
.Image result for ‫شکلکهای گل‬‎
محبوبِ من,
 بعد از تو گیجم 
خالی ام 
منگم

بر داربستی از
"چه خواهد شد" 
"چه خواهم کرد"
آونگم

صلح است عشق، امّا
اگر پای تو روزی در میان باشد

با چنگ و با دندان
برای حفظِ تو،
 با هر که می جنگم

#حسین_منزوی
پاسخ:
.Image result for ‫شکلکهای گل‬‎
سوره ی چشم خرابت حکم تحریم شراب
سِفر تکوین نگاهت مژده ی اهل کتاب

روز و شب در چشم تو تصویر موعود من است
گرگ و میش از چشمه ی چشم تو می نوشند آب

شهر شب با داغیاد تو پریشان شد ولی
حالیا در سوگ چشمت حال آبادی خراب

صبح خون می ریخت از پرهای بالش چون که شب
آخرین تصویر پرواز تو را دیدم به خواب

در نگاهت نقطه ی ابهام گنگی بود خاک
ذره بین کوچکی در دست هایت آفتاب

پرسشی دارم زتو: آن سوی این دیوار چیست؟
ای سوال روشن ما را نگاه تو جواب!

#قیصر_امین_پور
پاسخ:
.Image result for ‫شکلکهای گل‬‎
همان رُبا!
طبق قانون فیزیک قراردادن یک آهن در میدان مغناطیسی،
پس از مدت کوتاهی آنرا به آهنرُبا تبدیل میکند.
حال قراردادن یک ذهن در میدان مغناطیسی بدبختی،
میشود بدبختی رُبا،
و قرار دادن در میدان مغناطیسی خوشبختی میشود
خوشبختی رُبا،
هرچه را که می بینید،
هرآنچه را که می شنوید،
و هر حرفی که می زنید،
همه دارای انرژی مغناطیسی هستند و ذهن شما را همانرُبا میکنند،
پس اگر به دنبال سلامتی هستید،
هرگز با کسانی که از بیماری مینالند،
همنشین نشوید،
زیرا در آنصورت چشمان و گوشها و زبانتان اطلاعات بیماری

را به ذهنتان انتقال میدهند...
و به مرور ذهنتان میشود بیماری رُبا.
پس پیوسته با افراد سالم، باهوش، عالم و دانشمند،
موفق و سعادتمند معاشرت نمایید تا خصوصیات آنها را جذب کنید...
تا درطلب گوهر کانی، کانی،
تا در هوس لقمه نانی، نانی
من فاش کنم حقیقت مطلب را،
هرچیز که در جستن آنی، آنی
[گل][گل]
پاسخ:
سپاس از حضورتون،خیلی زیبا بود:)
جالب بود :-)
پاسخ:
:)
سلام عزیزم خوبی؟ لایک به فرمایشات یهوییت :)
پاسخ:
سلااام ممنونم خوبم خداروشکر:)

فدااات:))
یادم باشه فیلترت کنم : ))
سلام
من خوبم
میدونم که خوبی : )
پاسخ:
حتما اینکارو بکن

درسته من خیلی خوبم ولی خوب بالاخره عشق آدم رو کور میکنه:)))

خداروشکر که خوبیم:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">