اقلیم اقلیما

جمعه, ۱۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۴۰ ب.ظ

وقتشه برگردم

دیگه وقتشه برگردم به گذشته ها

ب روزایی که تو تنهاییم شعر میخوندم و هیچکسی هم نبود که بش بگم من چقدر شعر خوندنو دوس دارم

به همون روزایی که کسی باورش نمیشد جز فرمولای ریاضی و فیزیک و شیمی چیز دیگه ای بلد باشم

فقط سر کلاس ادبیات وقتی از روی شعر میخوندم همه ساکت میشدن و تهش میزدن رو شونه مو میگفتن مریم خیلی دوست داریم...

و هیچکس نمیفهمید چرا شعرخوانیه من با بقیه فرق داشت...

دلیلش نه صدام بود و نه چیزای دیگه

دلیلش فقط این بود که من شعرو بلد بودم...نبض احساس شعر تو دستام بود...

و حیف و صد حیف که کل احساسم داره ته میکشه

سخته تو دنیایی زندگی کنی که هیچکس نمیفهمتت

که همش مجبور باشی توضیح بدی من چجوری ام بام اینجوری باشین و اونجوری نباشین که مبادا ترک ترک بشم و چینی ی وجودم یه شبه فرو بریزه...



پ.ن:اومدم که بنویسم

ینی دوست دارم که بنویسم

برای بار هزارم تلگراممو پاک کردم...حتی دیگه روم نمیشه به تلگرام فحش بدم چون میترسم باز یه هفته نشده برگردم:))


پ.ن2:قاصدکم ...مریم گلم...جنیفر عزبزم ...فررانه جان و همه ی دوستای عزیزی که کامنت گذاشتین و بعضا نگرانم بودین...دوستتتون دارم خیلی زیاااااد😘😘😘😘

۹۵/۰۹/۱۹
اقلیما ...

نظرات  (۹)

سلام بر دردونه قاصدک
مریمم خوبی مهربانم ؟؟؟؟
وبتو که باز کردم تا یه قالب دگ دیدم نمیدونی چه حالی شدم
وقتی شماها نیستین آدم دگ دل و دماغ نوشتن نداره
خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
خوشحالمممممممممممممممممممممممممممممممم
برگشتیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

خوش اومدی بهترین :* :*


پاسخ:
سلاااام ننه قاصدکم...
صفا آوردی ب خونه م:)
فدای توو
من خیلی وقته برگشتم ننه...تو درگیر امتحاناتی:))

منم خوشحالم که دوباره همونقدر مهربون ووپر انرژی اینجاییی:)

بوس بوس
اهان پس خدا رو شکر

وااای بچه ات...   چه ماجرای وحشتناک و پر استرسی!!! خدا رو شکر که به خیر گذشت... واقعا خدا رو شکر

رابطه ات با همسر خوبه؟
پاسخ:
آره خداروشکر به خیر گذشت
خدا واسه هیشکی نخواد:(

رابطه مون معمولیه...مث تموم زن ووشوهرایی که دارن اروم آروم زندگیشونو میکنن
نه خیلیی عاشقانه و فانتزی نه پراز دعوا و استرس... 
خیلی معمولی:)
پیش به سوی کنده شدن((:
پاسخ:
ایرانی میتواند:)))
اکانتمو حذف نمیکنم
اما تلگراممو پاک کردم(:


پاسخ:
نه خسته دلاور:)))
سلام سرپرستم
با اینکه باهات قهرمولی مجبورم خوش آمد بهت بگم و آرزو کنم دیگه نری چون خونه عشقمون همین جاست:))
پاسخ:
سلام عسیس دلممم
وای گفتی خونه ی عشق چقدر دلم تنگ شد:(
خدا لعنت کنه تلگرامو:(
سلام
باورت نمیشه دو روز پیش داشتم فکر میکردم تو کجایی و چرا دیگه نمینویسی؟
میخواستم ازت ی سوال بپرسم یادته؟؟ ولی خجالت کشیدم
ب هر حال من هر وقت یادت میوفتم لبخند میزنم، تو اولین خانمی بودی که وقتی اومدم بیان، باهام ارتباط برقرار کردی. البته اگ دیگه منو یادت بیاد
پاسخ:
سلام نرگس جان ممنون که ب یادم بودی
شاید تو هم باورت نشه ولی من گرچه نمینوشتم ولی خاموش میومدم وبتو میخوندم و حتی ناراحت بودم که چرا یه مدت نبودی
چن بارم میخواستم بت بگم بقیه ی رمانت رو نذاشتی یا من پستاشو پیدا نکردم؟!
محمد میخواست بره خارج بعدش چی شد آخه؟!:|

سوالتم بیا بپرس همشهری
من که تو رو یادم نرفته ...اصن مگه میشه من کسی رو فراموش کنم:)

در ضمن سلام
پاسخ:
علیک سلااااام عمرو زندگیم:)
ولی خب مجبورم اعتراف کنم خوشحالم که برگشتی:)
پاسخ:
منم خوشحالم که تو هنوز معلوم نیست از کجا میفهمی من آپ میکنم:))
بانام و یاد خدا
باهات قهرم :(
پاسخ:
صدق الله العلی العظیم منم بات قهرم:))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">