اللهم الرزقنا آرامش:))

بنظرم هیچ نعمتی ب بزرگی ی آرامش نیست...


ممکنه مریض و فقیر باشی و آسایش نداشته باشی ولی آرامش داشته باشی و هرلحظه شکرگزار باشی...


ممکن هم هست کل زندگیت روب راه باشه و در اوج داشتن آسایش هیچ آرامشی نداشته باشی...


بابا همیشه میگه گذشته ها آسایش نبود ولی آرامش موج میزد ولی الان آسایش هست و هیچ آرامشی وجود نداره...


من ب شخصه حاضرم برگردم ب سی چهل سال پیش و یخ حوض بشکنم ظرف بشورم و تشت رخت بگیرم روی سرم و برم لب رودخونه لباس بشورم و غذارو بریزم توی قابلمه های قفلی و هل بدم زیر خاکسترای داغ و شبای زمستون زیر کرسی زغالی بخوابم وصبح ب صبح پشت دارقالی خفت روی خفت بزنم و سوار تراکتور بشم برم کنار مردها سر زمین کشاورزی و تموم تفریحم گوش کردن به صدای رادیو وخوردن میوه ها از روی شاخه ها باشه و.....

ولی آرامش داشته باشم...آرامششش...


الا بذکرالله تطمئن القلوب و دیگر هیچ...

  • اقلیما ...
اینجوری که تو از چهل سال پیش تعریف میکنی منم دلم میخواد باهات بیام:))

جان جنی ماشین زمان سوار شدی تک خوری نکنی کرایه تو رو هم حساب میکنم فقط من رو با خودت ببرررررررررررررر
بخدا بی تاب یک همچین زندگی ای هستم
یکی بیاد منو ببرهههه😢
دل ها تنها و تنها بایاد خدا آرام میگیرد
سلام:)
سلام عزیزم

خدا خودش کمک کنه بهم :((
یادمه یک بار جنى یک پست شبیه این داشت که من فقط و فقط به خاطر عدم توانایی در پوشیدن دامن چین دار بلند از این آرامش و زندگى خوشا به حالت اى روستایى انصراف دادم😂 
تو که خدا رو شکر پرنسسى و همچین مشکلى ندارى😀
ولى تراکتور رو پایه م
شبیه روندن لندرور براى سافارى هست حسش😂😂
ضمنا ببخشید که ترختور ما ذوب آهن شما رو ذوب کرد
ولى عجییییب حال داد😜

امضا: استاد تخریب پست هاى فوق احساسى😅
ولی بجاش من کشته مرده ی این دامن چین دارای بلندم
وااای ینی عاااشقشماااا😊

دم تراختور شما گررررم...ما که بخیل نیستیم😆

اصن یه همچون تویی باید باشه که منو آدم کنه😅
مطمئن باش خدا کمکت میکنه
از تو حرکت از خدا هم برکت 
آدمیزاد گاهی وقتا لازمه بکوبه از اول بسازه شاید چند باری شکست بخوره اما میشه دوباره متولد شد :)
ما باید تلاش کنیم دوباره خودمونو بسازیم منم گاهی لازمه به روز رسانی بشم که چند مدتیه شروع کردم ... خودتو بسپار به خدا هوامونو خیلی داره خیلی خیلی 
این روزا خیلی به بچگیام فکر میکنم به اون روزا که ارامش داشتم به اون روزا که فقط خودم بودم ... خودِخودم .... حتی اونروز آهنگهایی ک بچگیم گوش میکردم پیدا کردم از نت دان کردم ... چشامو که میبندم انگار بچه شدم :)
شاید باورت نشه ولی من بچه بودم بجای کارتون فیلم و سریال میدیدم و همش اهنگ گوش میکردم :) کلا کم بچگی کردم کارای ادم بزرگارو دوست داشتم :))) تو مهدکودک جای اینکه برم با بچه ها بازی کنم همیشه پهلو مربی بودم و از جانب بچه ها یه نیم نگاهک چی چپی نثارم میشد!!! :)))))
اره ننه توکل بر خود خدااا:)
خوب میشم...

ولی این که برگشتی ب کودکیت خیلییی کار باحالیه هااا:))
ان شاءالله که همون آرامش بچگی دوباره مهمون قلب ووفکرت بشه ننه:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

اقلیم اقلیما

به لطف خدای مهربان،برکت های زندگی ام چنان بیکران است که در خیال نمی‌گنجد.
پیوندهای روزانه
Designed By Erfan Powered by Bayan