مفهوم آرایش در خانه ی ما:))

تقریبا یک ماه پیش بود که برای اولین بار توی عمرم تصمیم گرفتم لاک بخرم...

اولم پد پاک کننده ی لاک رو برداشتم...بعدم رفتم سراغ لاکها و یکم نگاشون کردم و یکیشونو برداشتم ...

ولی وقتی گذاشتم رو میز فروشنده که حساب کنم فروشنده  بم گف خانوم اینا لاک نیستا رژ لبه..

منم جا خوردم ولی ی جوری که مثلا خودم میدونم و قصدم خریدن همین بود گفتم بله بله میدونم و حساب کردم اومدم بیرون...بعد کلییی خندیدم و گفتم خوبه آقاهه نفهمید من از پشت کوه اومدم:))


بعدم روی اون چیزی رو که خریدم نگاه کردم دیدم نوشتهlip polishو واقعا افتخار کردم ب اینکه خیر سرم زبان خوندم ولی در این حد سرم نمیشد که روی جعبه رو بخونم و ضایع بازی در نیارم:))

خلاصه اینقدر اهل خریدن لوازم آراایشی نیستم که تفاوت nail polishوlip polishرو تشخیص نمیدم :))


القصههه امروز بعد از یک ماه چشمم افتاد بهش و گفتم بذار یه بار بزنم ببینم اصن چجوریه ولی خب همین که میکشیدم روی لبم قلقلکم میشد و کلی جلو آینه می خندیدم:))

بعدم رفتم سراغ کارای خونه...

یکم بعد طاها که داشت تکلیفاشو انجام میداد صدام زد که برم کمکش...

همین که داشتم براش توضیح میدادم سرشو بلند کرد و داد زد واااای مامان رژ لب زدی؟!:|

عاقو نمیدونم چرا اینقدر از این بچه نیم وجبی خجالت کشیدم:|

گفتم باشه مامان مشقتو بنویس..

بچه که تاحالا ندیده بود من رژ بزنم گفت مامان رژ از کجا آوردی؟!:||

گفتم داشتم مامان مشقتو بنویس..

گفت مامان میخوای بری عروسی؟!!!!

گفتم نه مامان جان همینجوری زدم..

دوباره یکم مشقاشو نوشت و بعدسرشو بلند کرد گف مامان خوشگل شدیااا:))

گفتم ای بابااااا  مشقاتو بنویس بچه :|||(شکلک خجالت و گریه واینا رو تصور کنین)

  • اقلیما ...
خخخخ
جیگرشو
شیطوووون :)))
نخند گناه دارم:))))
خو حداقل تو خونه آرایش کن بچه چشمش عادت کنه
فردا که بزرگ شد با هر نگاهى دلش نلرزه:)))
فرزاد کوشولو بود عاشق لاک بود
به هر مناسبتى براى من لاک میخرید و تا یک روز تعطیل میشدم باید براى آقا لاک میزدم:)))
اینه که الان کلى لاک رنگى رنگى در ابعاد و اشکال مختلف دارم که همه شونم خشک شدن و نمیدونم چرا نمى ریزمشون دور:((
من با آرایش مشکل ندارم کههه...آرایش با من مشکل داره...از صب که رژ زدم لبام داره میسوزه:|||

ولی خب ریمل و مداد ابرو داااارمممم ..اما چیزای دیگه نه:))
مثلا علاوه بر لاک خط چشم و سایه و نمیدونم رژگونه و اینا هم ندارم:))

تازه یادمه اوایل میخواستم ریمل بزنم دهنمو اندازه ی اسب آبی جلو آینه باز میکردم تا بتونم ریمل بزنم:))))

حالا چی میگی خواهر؟؟!ینی پاشم برم لاک بخرم با طاها بشینیم لاک بزنیم؟!:))))
من هم در حد همون ریمل و رژ پایه م
خط چشم اصلا باد نیستم
ده سالى یک مداد آبى خوشرنگ داشتم و گهگاهى میزدم: اون قدر گهگاه که طفلى ١٠ سال عمر کرد:))) 
از وقتى تمام شده محدود شدم به همون رژ و ریمل:)))
آره باو لاک باحاله خو
من رژ میزنم و نیم ساعته کلشو میخورم
آخرشم از همین سرب مى میرم:)))
اره دیگه خدایی بیشترش مسخره بازیه...ادم میشه یکی که خودش نیس:||

وای منم مداد میخرم سالیان سااال برام میمونه ووتموم نمیشه...حالا یجا خوندم هر سه ماه یه بار باید لولزم ارایشی رو ریخت دور و دوباره از نو خرید...نمیریم خیلیه:))

همه ی رژها هم که سربی نیس...یکمشو بزن رو دستت بعد انگشتر طلات رو بکش روش اگه سیاه شد سرب داره...اگه هم نشد که خب خوبه بخور حالشو ببر:))

لاکم میخرم دیگه...دیدی که رفتم بخرم خودش رژ لب شد بیشعور:)))
سلام
خب خوبه آدم گاهی برای دل خودش هم شده آرایش کنه
من وقتی خیلی دلم گرفته یا مشکل بزرگی دارم حتما آرایش می کنم

سلام
خب من کلا خیلی  آرایش دوست ندارم
همین که صب ب صب موهامو شونه کنم دم اسبی بزنم و یه عالمه برقصم  حالم خوب میشه:))
اصن همین که در بند آرایش نیستم خودش کلی آرامش زندگیمه:)
ای جان دلممممم
قربون روی ماهت :) مبارکت باشه
منم به لاک زدن عادت ندارم چون مدام پاک کردنش سخته . بعد از مدتها تصمیم گرفتم منم لاک بزنم و سختی زود زود پاک کردنشو به جون خریدم ... تازه داشتم خودمو راضی میکردم که دیروز تو نت خوندم سرطان زاست :)))))
آخی چه فندق بلاییییییی داری . فندق تو خونه ماهم این شکلیه خخخ :))))))
واقعا سرطان زاست؟!:||||

عاقا من همینجا از لاک زدن انصراف دادم...مگه جونمو از سر راه آوردم:)))

خدا فندقتونو حفظ کنه:)
بازم معذرت میخوام بابت نبودنم
حالا ک هستی دستم گرم شده به پست گذاشتن
دووووووست دارممممممممم یه دنیااااااااااااااااا
اختیار داری عزیزممم
من همون روز که برگشتم واست کامنت گذاشتم
یه پستی بود نمیدونم چی شکلاتی رو آموزش میداد ...اونجا کامنت گذاشتم که احیانا ثبت نشده:(
سلام
خیلی وقته لاک نخریدم ،شاید راهنمایی بودم یه قرمز خریدم :))
اون روزا چقد جیغ به چشمم می اومد :(
کلا زیاد اهل خرید لوازم آرایشی نیستم :)
عاقا یه بار دختر خاله بساطش رو باز کرد یه چیزایی نشون داد که به عمرم نشنیده بودم خخخخخخخ
خلااصه وصله املی بهم چسبوندن:(
سلام
پ خداروشکر با هم تفاهم داربم:))
منو ببر پیش دختر خاله ت بزنمش:((

یجا خوندم هرچی اعتماد ب نفست بیشتر باشه کمتر آرایش میکنی
لایک ب اعتماد ب نفسمون:)))
سلام اقلیمای من
صبحت طلایی بانو
چطوری مهربانمممم ؟
مرسی که کامنتامو خوندی :)
اواااااااااا چرا ثبت نشده کامنتت :((( نمیدونستم عزیزم ببخشید :(
دوووووووووووووست دااااااااااااااااااااااارمممممممممم
سلاااام ننه قاصدک مهربوووون:)

صبح خودتم بخیر گل من:)

فدای تو...من خوبم اگه خوب باشی:)

اختیار دارین بانووووو

منم عاااااشقتممممممم:)

بوس بوووووووس
فااااایناااالى دفااااع



باللاخره من هم خانوم دکتر شدم واقعنى


اصلا باورم نمیشدزنده بمونم و این روز رو ببینم


خیییییلى حس خوبى داااارم










فقط حیییییففففف








حیف که دروغ گفتم

ولى لامصب تصورشم قشنگه

اى خداااا

کى میشه این کامنت واقعى بشه:(((
خل شدم رفت😂😂😂


خدا بگم چیکارت نکنه داشتم جیییغ میزدم که تهش حالمو گرفتی😭😭😭:((((


خب ان شاءالله اون روزم از راه میرسه چیزی نمونده کهههه:))

تو دکترربشی ما بیایم واسمون جشن بگیر کلییی سرت هوار شیم:)))



داشتم تموین میکردم چه جورى باید خبر بدم
وسطاش به قدرى جوگیر شده بودم خودمم داشت باورم میشد 😂🙄
ان شاءالله رویاها ب حقیقت میپیونده ما میریم امامزاده شمع روشن میکنیم😆:))

باورکن خواهر چیزی نموندهههه😘😘😘
من دفاع کنم اول سه روز کلا گوشى و کل رسانه هاى صوتى و تصویرى و نوشتارى و کامپیوتر و ... رو تعطیل میکنم
احتمالا اهل منزل رو هم تبعید میکنم
و
با خیاااال آسوده کل سه روز رو میخواااابم
حتى براى غذا و گلاب به رویت هم بیدار نمیشم😜

بعععدش
هفت روز و هفت شب بهتون سور میدم 😘😘😘
واای چه رویاهایی هم واسه خودش متصور شده😅
 خدایاااا بخاطر یه هفته سوری که میخواد نیکا ب ما بده زود روز دفاع رو برسون😄😄
سلام مریم جان خوبی؟ خوشحالم که برگشتی عزیزم... ان شاءالله همیشه خوب و خوش و سلامت و شاد و موفق و عاقبت بخیر باشی... فدات بوس :))
به سلاااام شادی جان...صفا آوردی خواهر...
فدای تو...دعاهای قشنگت در حق خودتم مستجاب:)

عاقا یه آدرس گذاشته بودی اینجا...گم شد وسط کامنتا ولی یه بار اوندم شرلوک هلمز شده بودی...الان این آدرس رو اومدم دیگه پلیس نبودی:)))

می بوسمت عزیزم..خوشحالم که تو هم هنور می نویسی:)
ای جااان عزیز شرلوکم سر جلسه خخخخخ :))) 
پس هنوز شرلوک هم هستی:)))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

اقلیم اقلیما

به لطف خدای مهربان،برکت های زندگی ام چنان بیکران است که در خیال نمی‌گنجد.
پیوندهای روزانه
Designed By Erfan Powered by Bayan