اقلیم اقلیما

جمعه, ۲۴ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۰۲ ب.ظ

مفهوم آرایش در خانه ی ما:))

تقریبا یک ماه پیش بود که برای اولین بار توی عمرم تصمیم گرفتم لاک بخرم...

اولم پد پاک کننده ی لاک رو برداشتم...بعدم رفتم سراغ لاکها و یکم نگاشون کردم و یکیشونو برداشتم ...

ولی وقتی گذاشتم رو میز فروشنده که حساب کنم فروشنده  بم گف خانوم اینا لاک نیستا رژ لبه..

منم جا خوردم ولی ی جوری که مثلا خودم میدونم و قصدم خریدن همین بود گفتم بله بله میدونم و حساب کردم اومدم بیرون...بعد کلییی خندیدم و گفتم خوبه آقاهه نفهمید من از پشت کوه اومدم:))


بعدم روی اون چیزی رو که خریدم نگاه کردم دیدم نوشتهlip polishو واقعا افتخار کردم ب اینکه خیر سرم زبان خوندم ولی در این حد سرم نمیشد که روی جعبه رو بخونم و ضایع بازی در نیارم:))

خلاصه اینقدر اهل خریدن لوازم آراایشی نیستم که تفاوت nail polishوlip polishرو تشخیص نمیدم :))


القصههه امروز بعد از یک ماه چشمم افتاد بهش و گفتم بذار یه بار بزنم ببینم اصن چجوریه ولی خب همین که میکشیدم روی لبم قلقلکم میشد و کلی جلو آینه می خندیدم:))

بعدم رفتم سراغ کارای خونه...

یکم بعد طاها که داشت تکلیفاشو انجام میداد صدام زد که برم کمکش...

همین که داشتم براش توضیح میدادم سرشو بلند کرد و داد زد واااای مامان رژ لب زدی؟!:|

عاقو نمیدونم چرا اینقدر از این بچه نیم وجبی خجالت کشیدم:|

گفتم باشه مامان مشقتو بنویس..

بچه که تاحالا ندیده بود من رژ بزنم گفت مامان رژ از کجا آوردی؟!:||

گفتم داشتم مامان مشقتو بنویس..

گفت مامان میخوای بری عروسی؟!!!!

گفتم نه مامان جان همینجوری زدم..

دوباره یکم مشقاشو نوشت و بعدسرشو بلند کرد گف مامان خوشگل شدیااا:))

گفتم ای بابااااا  مشقاتو بنویس بچه :|||(شکلک خجالت و گریه واینا رو تصور کنین)

۹۵/۱۰/۲۴
اقلیما ...

نظرات  (۱۳)

۳۰ دی ۹۵ ، ۱۳:۰۴ شرلوک هلمز
ای جااان عزیز شرلوکم سر جلسه خخخخخ :))) 
پاسخ:
پس هنوز شرلوک هم هستی:)))
سلام مریم جان خوبی؟ خوشحالم که برگشتی عزیزم... ان شاءالله همیشه خوب و خوش و سلامت و شاد و موفق و عاقبت بخیر باشی... فدات بوس :))
پاسخ:
به سلاااام شادی جان...صفا آوردی خواهر...
فدای تو...دعاهای قشنگت در حق خودتم مستجاب:)

عاقا یه آدرس گذاشته بودی اینجا...گم شد وسط کامنتا ولی یه بار اوندم شرلوک هلمز شده بودی...الان این آدرس رو اومدم دیگه پلیس نبودی:)))

می بوسمت عزیزم..خوشحالم که تو هم هنور می نویسی:)
من دفاع کنم اول سه روز کلا گوشى و کل رسانه هاى صوتى و تصویرى و نوشتارى و کامپیوتر و ... رو تعطیل میکنم
احتمالا اهل منزل رو هم تبعید میکنم
و
با خیاااال آسوده کل سه روز رو میخواااابم
حتى براى غذا و گلاب به رویت هم بیدار نمیشم😜

بعععدش
هفت روز و هفت شب بهتون سور میدم 😘😘😘
پاسخ:
واای چه رویاهایی هم واسه خودش متصور شده😅
 خدایاااا بخاطر یه هفته سوری که میخواد نیکا ب ما بده زود روز دفاع رو برسون😄😄
داشتم تموین میکردم چه جورى باید خبر بدم
وسطاش به قدرى جوگیر شده بودم خودمم داشت باورم میشد 😂🙄
پاسخ:
ان شاءالله رویاها ب حقیقت میپیونده ما میریم امامزاده شمع روشن میکنیم😆:))

باورکن خواهر چیزی نموندهههه😘😘😘
فااااایناااالى دفااااع



باللاخره من هم خانوم دکتر شدم واقعنى


اصلا باورم نمیشدزنده بمونم و این روز رو ببینم


خیییییلى حس خوبى داااارم










فقط حیییییففففف








حیف که دروغ گفتم

ولى لامصب تصورشم قشنگه

اى خداااا

کى میشه این کامنت واقعى بشه:(((
خل شدم رفت😂😂😂


پاسخ:
خدا بگم چیکارت نکنه داشتم جیییغ میزدم که تهش حالمو گرفتی😭😭😭:((((


خب ان شاءالله اون روزم از راه میرسه چیزی نمونده کهههه:))

تو دکترربشی ما بیایم واسمون جشن بگیر کلییی سرت هوار شیم:)))



سلام اقلیمای من
صبحت طلایی بانو
چطوری مهربانمممم ؟
مرسی که کامنتامو خوندی :)
اواااااااااا چرا ثبت نشده کامنتت :((( نمیدونستم عزیزم ببخشید :(
دوووووووووووووست دااااااااااااااااااااااارمممممممممم
پاسخ:
سلاااام ننه قاصدک مهربوووون:)

صبح خودتم بخیر گل من:)

فدای تو...من خوبم اگه خوب باشی:)

اختیار دارین بانووووو

منم عاااااشقتممممممم:)

بوس بوووووووس
سلام
خیلی وقته لاک نخریدم ،شاید راهنمایی بودم یه قرمز خریدم :))
اون روزا چقد جیغ به چشمم می اومد :(
کلا زیاد اهل خرید لوازم آرایشی نیستم :)
عاقا یه بار دختر خاله بساطش رو باز کرد یه چیزایی نشون داد که به عمرم نشنیده بودم خخخخخخخ
خلااصه وصله املی بهم چسبوندن:(
پاسخ:
سلام
پ خداروشکر با هم تفاهم داربم:))
منو ببر پیش دختر خاله ت بزنمش:((

یجا خوندم هرچی اعتماد ب نفست بیشتر باشه کمتر آرایش میکنی
لایک ب اعتماد ب نفسمون:)))
بازم معذرت میخوام بابت نبودنم
حالا ک هستی دستم گرم شده به پست گذاشتن
دووووووست دارممممممممم یه دنیااااااااااااااااا
پاسخ:
اختیار داری عزیزممم
من همون روز که برگشتم واست کامنت گذاشتم
یه پستی بود نمیدونم چی شکلاتی رو آموزش میداد ...اونجا کامنت گذاشتم که احیانا ثبت نشده:(
ای جان دلممممم
قربون روی ماهت :) مبارکت باشه
منم به لاک زدن عادت ندارم چون مدام پاک کردنش سخته . بعد از مدتها تصمیم گرفتم منم لاک بزنم و سختی زود زود پاک کردنشو به جون خریدم ... تازه داشتم خودمو راضی میکردم که دیروز تو نت خوندم سرطان زاست :)))))
آخی چه فندق بلاییییییی داری . فندق تو خونه ماهم این شکلیه خخخ :))))))
پاسخ:
واقعا سرطان زاست؟!:||||

عاقا من همینجا از لاک زدن انصراف دادم...مگه جونمو از سر راه آوردم:)))

خدا فندقتونو حفظ کنه:)
سلام
خب خوبه آدم گاهی برای دل خودش هم شده آرایش کنه
من وقتی خیلی دلم گرفته یا مشکل بزرگی دارم حتما آرایش می کنم

پاسخ:
سلام
خب من کلا خیلی  آرایش دوست ندارم
همین که صب ب صب موهامو شونه کنم دم اسبی بزنم و یه عالمه برقصم  حالم خوب میشه:))
اصن همین که در بند آرایش نیستم خودش کلی آرامش زندگیمه:)
من هم در حد همون ریمل و رژ پایه م
خط چشم اصلا باد نیستم
ده سالى یک مداد آبى خوشرنگ داشتم و گهگاهى میزدم: اون قدر گهگاه که طفلى ١٠ سال عمر کرد:))) 
از وقتى تمام شده محدود شدم به همون رژ و ریمل:)))
آره باو لاک باحاله خو
من رژ میزنم و نیم ساعته کلشو میخورم
آخرشم از همین سرب مى میرم:)))
پاسخ:
اره دیگه خدایی بیشترش مسخره بازیه...ادم میشه یکی که خودش نیس:||

وای منم مداد میخرم سالیان سااال برام میمونه ووتموم نمیشه...حالا یجا خوندم هر سه ماه یه بار باید لولزم ارایشی رو ریخت دور و دوباره از نو خرید...نمیریم خیلیه:))

همه ی رژها هم که سربی نیس...یکمشو بزن رو دستت بعد انگشتر طلات رو بکش روش اگه سیاه شد سرب داره...اگه هم نشد که خب خوبه بخور حالشو ببر:))

لاکم میخرم دیگه...دیدی که رفتم بخرم خودش رژ لب شد بیشعور:)))
خو حداقل تو خونه آرایش کن بچه چشمش عادت کنه
فردا که بزرگ شد با هر نگاهى دلش نلرزه:)))
فرزاد کوشولو بود عاشق لاک بود
به هر مناسبتى براى من لاک میخرید و تا یک روز تعطیل میشدم باید براى آقا لاک میزدم:)))
اینه که الان کلى لاک رنگى رنگى در ابعاد و اشکال مختلف دارم که همه شونم خشک شدن و نمیدونم چرا نمى ریزمشون دور:((
پاسخ:
من با آرایش مشکل ندارم کههه...آرایش با من مشکل داره...از صب که رژ زدم لبام داره میسوزه:|||

ولی خب ریمل و مداد ابرو داااارمممم ..اما چیزای دیگه نه:))
مثلا علاوه بر لاک خط چشم و سایه و نمیدونم رژگونه و اینا هم ندارم:))

تازه یادمه اوایل میخواستم ریمل بزنم دهنمو اندازه ی اسب آبی جلو آینه باز میکردم تا بتونم ریمل بزنم:))))

حالا چی میگی خواهر؟؟!ینی پاشم برم لاک بخرم با طاها بشینیم لاک بزنیم؟!:))))
خخخخ
جیگرشو
شیطوووون :)))
پاسخ:
نخند گناه دارم:))))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">