اقلیم اقلیما

چهارشنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۱۰ ب.ظ

آغوش امن

ساعت از ده گذشته بود ب طاها گفتم پاشو برو بخواب دیگه...

 شروع کرد ب غر زدن که آخه من بدون بغلت خوابم نمیبرهههه..

گفتم باید یاد بگیری بدون بغل من بخوابی..

گفت خب نمیشه که:(


آره نمیشه که...خودمم با اینکه بزرگ بودم تا قبل از ازدواجم توی بغل مامانم میخوابیدم...

حالا دارم ب این بچه میگم بدون بغل من بخواب...

نمیدونم...شاید میخوام مث من اون همه احساسی بزرگ نشه که دیوونه ی بغل و بوسیدن و بوسیده شدن باشه...


ولی چجوری اینارو ب بچه بگم؟!!...میرم کنارش دراز میکشم و بغلش میکنم...برمیگرده منو می بوسه و میگه مامان دوستت دارم...


تا میام محکم بغلش کنم فرار میکنه و میره کتابشو میاره  با خنده میده دستم و میگه برام بخونش...


منم می بوسمش و براش قصه میخونم...قصه که تموم میشه کتابو میذارم کنارو محکم میگرمش تو بغلم...

میگه مامان چرا وقتی میام بغلت  و دست میکشی رو سرم زود خوابم میبره؟!!...انگار که دستات خواب آوره:)


همونجور که دست میکشم توی موهاش و دنبال واژه میگردم که جوابشو بدم میبینم خوابه خوابه:)


می بوسمش...می بوسمش...می بوسمش...


۹۵/۱۱/۰۶
اقلیما ...

نظرات  (۸)

باز گفت
باز این آنه رو گفت



من ازش خاطره ی بد دارمممممممم
پاسخ:
خخخ:)))
من آنه دوووس:))
همه میدونن عاشقمی:)))

فک کردی من نمیدونم عاشقانه هاتو توو گفتن ابر گودزیلا خلاصه میکنی؟؟
پاسخ:
آه آنهههه ب من بگووو تکرار غریبانه ی روزهااایت چگونههه گذششششت خخخ:)))
الله اکبر

صد بار نگفتم
نههههه صد بار نگفتم حرفامو ب خودت نگییییییر
هاااااااا؟؟؟
پاسخ:
پ ب کی بگیرم...
میای وبم عاشقانه میگی ب کی بگیرم:|||
بغل تو میده ب من حس قشنگ و
بغل تو عطر تن تو
پاسخ:
این همه عشق تو ب من وااااقعا ستودنیه:)))
ولی منم خیلی بغلی اممممممم(استیکر محبوبم ک دختره غرق اشکه)

بغلم کن ک من از همه خسته م
تووی این دود و دم غم میکشم از تو نفس من
بغلم کن ک همینجوری ک هستم
پاسخ:
بغلت کنم تا باز خاله نرگس بگه چرا این خرس گنده رو بغل میکنی؟!:))))
خاله جان
تاکید کرده بودی ک زیر پستای احساسی

دیوونه بازی در نیارم
ولی نمیتونم میفهمییییی نمیتوووووونمممممم



پاسخ:
بالاخره شفا پیدا میکنی من میدونمم:)))
سهلاااااااااام
خوش اومدمممم



بابا بسهههههه تفی کردی بچه رو عه
پاسخ:
سلام:)

ینی تووووو ب این بچه هم حسووودی میکنی؟!:)))
منم بغلى بووودم
تازه من دختر گنده بودم پیش بابام مى خوابیدم :))
الان هم فکر مى کنم همه وابستگى از طرف پسرامون نیس
خودمونم یجورایى کیف مى کنیم با بغل کردن و بوسیدن پسرمون
ولى به روى خودمون نمیاریم و همشو میزاریم تقصیر بچه :)))
پاسخ:
من هنوزم بغلی ام...
دخترا بابایی ان دیگه:))

من که خودم دیوونه ی بغل کردنشم ...

اصن خودم اینجوری بار آوردمش ولی خب  گاهی میترسم  وابسته بار بیاد و واسه خودش مشکل پیش بیاد

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">