مرا به فضل الهی و دولت شاهی...گذشت مدت سی سال روزگار بکام

سی سالگی :)

یه روزهایی فکر میکردم کسایی که سی سالشونه چقدر بزرگن

باورم نمیشه حالا خودم سی سالمه

اصلا نمی دونم چه حسی باید داشته باشم

ولی این رو می‌دونم که سی سالگی برام هیچ بحرانی نداشت

اصلا سی سالگی شروع فصل جدیدی از زندگیم بود

یک عالمه رمز و راز یاد گرفتم...یک عالمه حس خوب تجربه کردم

دنیای سی سالگی برای من شگفت انگیز بود و اصلا هیچ بحرانی رو تجربه نکردم

هنوزم حس همون دخترای هجده ساله رو دارم که برای آیندشون کلی برنامه دارن

زندگی توی هیچ سنی متوقف نمیشه و شگفتیهای خاص خودش رو داره و مطمئنم ده سال دیگه وقتی چهل سالم شده ،وقتی میام از چهل سالگی بگم کلی حس جدید تجربه کردم

فکرش رو بکن اون موقع من مادر یک پسر هجده ساله و احیانا یه دختر یا پسر نه ساله هستم

نمی دونم شاید دارم پسرم رو آماده میکنم واسه دانشگاه رفتن:))

واقعا باورم نمیشه ده سال دیگه توی همچین شرایطی باشم...

به هرحال من تصمیم گرفتم هیچوقت پیر نشم...تصمیم گرفتم هیچوقت به این باور نرسم که اضافه شدن سن  مساوی با چین و چروک و مریضی های زیاده...من تا ابد همون دخترک خیالاتی باقی میمونم:))


خدایا بابت تموم این سی سال که به خوشی گذشت ممنونم

و بابت سالهای آینده ای که همچنان حواست بهم هست پیشاپیش سپاسگزارم


  • اقلیما ...
وای باورم نمیشد اسممو یادت باشه :)))))

مینویسم.یک سالی هست تقریبن.منتها تویِ بلاگفا...با اسم خانوم شفتالو :)))

منم دلم هواتونو زیاد میکنه.
وا مگه آلزایمر دارم:)))))
منو بگو میگفتم این انار که هرروز پست میذاشت چجوری یهویی ترک کرد؟:/

حالا بازم آدرس نمیدی شفتالو جان؟:))))
خوشحالم هنوز می نویسی :))

اسمت رو یادم رفت! اسم وب قبلیت ،مریم بودی؟

+یادش بخیر...غیر رسمی هم بود.هنگامه،و خیلیای دیگه که همه رفتن گویا.
وااای سلام اناربانوی بی معرفتتتت

اینقدر این چند روز یادت کردم و دلم هوای نوشته هات رو کرده بود که وقتی کامنتت رو دیدم کلی ذوقیدممم

خسته شدم از بس زدم رو آدرست و چیزی ندیدم
لااقل کامنتات رو باز میذاشتی بی معرفت
غیررسمی که مدتهاست توی کانالشه
البته من مدتهاست کانالش رو نخوندم ولی گمونم هنوز باشه
هنگامه هم ادرسش رو گم کردم و دیگه نفهمیدم چی شد
قبلی‌ها نیستن ولی اینجا خیلیا هنوز دارن با همون ذوق و شوق قبل مینویسن
تو هم برگرد
بیا از خودت بگو
چهارشنبه ۹ خرداد ۹۷ , ۱۱:۱۷ گاهنوشتـــــــ های قاصدک
مریم بانوی من، عزیزدلم
تولدت مبارک باشه 
الهی همه لحظه هات پر از عشق و آرامش و خوشبختی باشه و همه دنیا به روت بخنده
تنت سلامت ، دل مهربونت شاد لبت خندون و زندگیت دل پذیرترین و سایه ت بالاسر طاها جون باشه
سی سالگیت مبارک رفیق جانان من 


مریمم وقتی پست تولدتو دیدم خیس عرق شدم از خجالت تورورخدا ببخشـــــــــــــــــــــید
آلزایمر امسال ننه رو بذار به حساب پریشون حالیش که هیچوقت نداشته همه چیو قروقاطی کردم فک میکردم آخرای خرداد بود تولدت :( وای بر من :(( چرا اینطوری شدم 
نمیدونم چجوری عذرخواهی کنم :(((( 
ممنون عزیز دلم
همه ی این آرزوهای قشنگ در حق خودتم مستجاااب باشه^_^

واقعا وااای برتووو
تو چه ننه ای هستی که نمیدونی نوه هات کی بدنیا میان؟خخخخ

چه حرفایی میزنی قاصدک جون معذرت خواهی چیه0_o
همین که به یادمی خودش یه دنیااااااس
مرسی که هستی بوس بوس^_^
سلامت باشی  ،از تو ممنون، راستی تولدت هم مبارکککککک
فدات خانومی
ممنون^_^
عاره واقعا  ، بیست سالگی هم سن قشنگیه
مثلا این که اصلا نمیتونی اتفاقات فردا رو حدس بزنی :)))))
مرسی از حس خوبت 
اره واقعا بیست سالگی محشره
همه چی واسه ادم مزه ی یه کشف جدید رو میده:))
خواهش عزیزم..مرسی از حضورت^_^
مبارکا باشه البته با تاخیر... :)
ایشالا ۱۲۰ سالگی با نوه ها و نتیجه ها و نبیره ها... :)

ضمنا برو از خدا بترس بابت این عکس که گذاشتی و من اینو تو روز دیدم!! :))

سپاس لیلا جان
الهی صدو بیست سالگیمون بیایم اینجا بازم به هم تبریک بگیم :)))
عههه ببخشید
من پاشم برم یکم بترسم بیام :))))))
ثواب روزت اینجوری بیشتره ها :))
خیلی از نویسندگان سی سالگی رو سن بلوغ فکری می دونن یعنی سنی که تازه آدم به چراهای زندگیش فکر می کنه به مسائلی که تا دیروز چندان براش مهم نبوده. خوب به نظر من کسی که دچار بحران سی سالگی نشده واقعا باید بهش تبریک گفت چون معلومه از زندگیش درست استفاده کرده و نگاه واقع بینانه به زندگی خودش داره. مطمئنم با این نگاه درست به زندگی، در هر مقطعی از زمان بهترین و شیرین ترین حس ها رو تجربه می کنی.
تولدت مبارک نازنینم :)
ممنونتم عزیزم
حالا واقعا من از زندگیم درست استفاده کردم که بحران زده نشدم یا نکنه خدای نکرده شوتم:)))

ولی خارج از شوخی اینقدر همه جا بحران سی سالگی بحران سی سالگی میکنن که فک کردم میرسم به سی سالگی منفجر میشم
اما بقول تو ادم تازه می‌ره دنبال چراهای زندگیش و این برا من خیلی لذت بخش بود^_^
همیشه دلم میخواست زودتر بزرگ شم .الانم همینطورم
فکر میکردم بیست سالم که بشه شاخ غولو شکستم .
ولی الان دلم میخواد سی ساله بشم . حس قشنگیه نه ؟ 

باید یاد بگیریم توی هر سنی هستیم از همون سن لذت ببریم پس عجله نکن و از حالات لذت ببر^_^
آره حس خوبیه ،یه حس پختگی شاید:)
سلام
تبریک میگم...
سلام
ممنون ^_^
درضمن خوش اومدین
جاااااان
تولدت مبارک سی ساله جان

:* :* :*^-^
جان جاااان 
مرسی فهیمه گلی^_^
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

اقلیم اقلیما

به لطف خدای مهربان،برکت های زندگی ام چنان بیکران است که در خیال نمی‌گنجد.
پیوندهای روزانه
Designed By Erfan Powered by Bayan