ِِاِقلیم اِقلیما

ِِاِقلیم اِقلیما

به لطف خدای مهربان،برکت های زندگی ام چنان بیکران است که در خیال نمی‌گنجد.

پیوندهای روزانه

تا تو با منی،زمانه با من است

يكشنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۲۹ ب.ظ

این موقع شب،دقیقا همین موقع شب رفتیم اون مغازه ای که کنار مغازه ی بابای اصغر فرهادیه ذرت مکزیکی خوردیم و اومدیم.

بابای اصغر فرهادی نشسته بود پشت میزش،اومدم یواشکی ازش عکس بگیرم فلش دوربین روشن بود چنان نوری زد که خودمم پریدم بالا ولی دیگه از خجالت سرم رو بالا نگرفتم که ببینم چه عکس العملی نشون داد:(

چقدر بد شد،تازه عکسم داغون از آب در اومد:/

 

+یه دکلمه دیگه از اون وب بیارم ادامه ی پستم

یادش بخیر ،یادمه آخر شب بود که این دکلمه رو خوندم،قشنگ از یواش خوندنم معلومه:))

 

 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۱۰

نظرات  (۱۱)

الانم مگه جایی بازه؟ :))
پاسخ:
آره باز بود :))
میگم تو هم مثل من اصفهانی هستی؟
عه!
شمام اصفهانی؟ چه جالب :))
بابای اصغر فرهادی اینجاست؟ :))
پاسخ:
عه 
مگه از لهجه م معلوم نیس؟:))))
مگه نمیدونی اصغر فرهادی اینجاییه:)))
تازه اکبرشونم اینجاس:)))
اصلااا لهجه نداری! اصلن هاا
نه نمیدونسم :)
خدایا... اکبر هم دارن؟ :))
مغازه چی داره؟ :)
پاسخ:
عه پس باید لهجه م رو عمل کنم که درست بشه:)))
خدایی اکبرشونم معلمه:))

مغازه خواروبار فروشی:)
خیلی هم قشنگه هم تن صدات هم بدون لهجه بودنت :)

جالب بود، خدا حفظشون کنه :)
پاسخ:
لطف داری عزیزم

بله خدا حفظشون کنه^_^
۱۱ تیر ۹۷ ، ۰۰:۰۷ chefft.blog.ir 💞💕
خیلی صدای قشنگی دارین🌷
پاسخ:
لطف دارید دوست عزیز
خوب ازش اجازه می گرفتی
پاسخ:
اون موقع شب که نمی‌تونستم بگم حاج آقا ژست بگیر ازت عکس بگیرم:/
چطور یواشکی تونستی عکس بگیری من جای اون باشم حلالت نمی کنم
پاسخ:
اصلا از پشت شیشه بود
بیشتر دلم میخواست همینطور که پشت میز نشسته از فضای مغازه عکس بگیرم که مطمئنم اگه عکس هم خوب میشد خیلی تصویر اون آقا مشخص نمیشد
بعدشم الان یه سرچ بزنید عکس پدر اصغر فرهادی میاد براتون ،وقتی عکسش توی نت هست دیگه از چی ناراحت بشه
از این زاویه تا حالا بهش نگاه نکرده بودم ولی کارتون درست نبود قبول کنید دیگه
پاسخ:
چشم قبول میکنم
دیگه هم تکرار نمیکنم
اولین و آخرین بارم بود
ناراحت شدین ؟ شوخی کردم ببخشید
پاسخ:
نه چرا ناراحت بشم
حرف حساب جز چشم جوابی نداره

۱۱ تیر ۹۷ ، ۲۲:۴۳ فرناز فرزان
خواهری در تنظیمات وب گزینه رای رو هم فعال کن تا لایک کنیم
پاسخ:
چشم عزیزم 
الان میرم فعال میکنم
۱۲ تیر ۹۷ ، ۱۰:۰۹ گاهنوشتــــ های قاصدک
عزیززززززززززم چقدر آروم و بااحتیاط خوندی
باباش مغازه چی داره ؟

پاسخ:
آخرشب بود دیگه خخخ

چای و روغن و اینا میفروشه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">