منم بلد بودم از غم بنویسم اما.....

  • ۱۹:۳۹

داشتم نوشته های گذشته م رو نگاه میکردم

نوشته هام توی وب بلاگفا

روزایی که منفی نویسی هام خیلی زیاد بودن،هی ذهنم کلمات رو میچپوند توی مغزم و نشخوار میکرد و من واژه ها رو توی سر هم میکوفتم و پخششون میکردم روی صفحه....

هدایت رو دوست نداشتم ولی نوشته هام داشت شبیه اون میشد...

آدم منفی ای نبودم ولی عجیب منفی نویسی رو دوست داشتم،...شاید اگه ادامه میدم خودم صاحب سبکی چیزی میشدم،اما به چه قیمتی؟

این منفی نویسی ها داشت مثل خوره روحم رو میخورد و تبدیلم میکرد به یک آدم دلمرده درست مثل صادق هدایت...

شاید اگه صادق هدایت هم مثل من یه روز به خودش میومد و دست از منفی نویسی بر می‌داشت هیچوقت کارش به خودکشی نمیکشید،...

منفی بافی آدم رو از پا در میاره

گرچه برای من هیچ چیز به اندازه ی هدایت حاد نبود و به تنفر از زندگی و آدمها نرسیدم ولی به چشم می دیدم که دارم از آدمها میبرَّم و عزلت نشین میشم...

اینا رو میگم چون خیلی از ماها توی فضای مجازی به تبعیت از همدیگه شروع میکنیم به نوشتن غم نامه،حتی اگه غمی هم وجود نداشته باشه از دل خاطرات و روزمرگی هامون غم نامه درست میکنیم و میایم می نویسیم  و اصلا حواسمون نیست داریم چه بلایی سر خودمون میاریم.

یکم بیشتر حواسمون به روحمون و غذایی که بهش میدیم باشه^_^



اینم بخشی از نوشته های گذشته ی من:)))


در تاریکی مبهم زمان گیر کرده ایم ،

واژه ها قدرت توصیف اوهام انساتی را ندارند،

روح ،خسته تر از آنست که برکالبد انسانی خبردار بایستد و ترجیح میدهد خود را رها کرده تا همچون بادکنکی بی وزن در اوقات ناهنجار زمان رها شود،

اینجا آخر دنیاییست که آدمهای تلخ از بازه ی زمانی دنیا میسازند ،یک بازه ی زمانی با بی نهایت تصدیق و فهم و انتخاب متفاوت،

 اینجایِ دنیا واژه ها سرگیجه میگرند و بر فرش قرمز زمانه جان میدهند بی آنکه معنا بپذیرند و تصویر رویایی عشق را رقم بزنند

 اینجا تصویرها در هم پیچیده میشوند وگنگی زمانه را به رخ میکشند، تشویش ،انتهای زندگی ای است که با یأس های پوچ درگیرست اینجای زندگی ته معنای زندگیست....

  • ۳۶
chefft.blog.ir 💞💕
خوبه که الان مثبت نویس شدین😊
بله خداروشکر^_^
عینکی عینکی
واقعا...
واقعنه واقعا
یک مرد!
مقصر شما نیستی، جامعه به جایی رفته که مصیبت نویسی جذابه سریالها رو نگاه کن ستایش پدر و... تقصیر همه ماست دنبال مصیبتیم
بله ما مقصر نیستیم ولی میتونیم مراقب ورودیهای ذهنمون باشیم
میتونیم اختیارمون رو دست تلویزیون ندیم که تعیین کنه چی ببینیم
من مدتهاست سریال خاصی رو دنبال نمیکنم
واقعا تلویزیون ما علاقه ی عجیبی به دردناک جلوه دادنه همه چی داره
اینجا توی فضای مجازی هم که مسابقه ی من از تو حالم بدتره،من از تو داغونترم راه انداختیم
بانو ...
لایک لایک 
منفی نویسی و منفی خونی اونم هم در مدت زمان زیاد روی روحیه خیلی ناثیر داره :)
ولی متن گذشته رو قشنگ نوشتین :)
ذره ذره مثل خوره روح رو میخوره و یهو از آدم یه برج زهرمار میسازه:))

ممنون:)
آلاء .
خواستم ادامشم بنویسم گفتم خیلی غم پروری میشه
درست^_^
آلاء .
آخرش سرگیجه گرفتیم
غم پروریم !!!!!!!
غم پروریم و حوصله ی شرح قصه نیست...
به لطف خدای مهربان،برکت های زندگی ام چنان بیکران است که در خیال نمی‌گنجد.
Designed By Erfan Powered by Bayan