چالش دلخوشی های کوچیک

  • ۰۷:۲۱

کافیست داخل گوگل عبارت دلخوشی یعنی...را سرچ کنی،یک عالمه جمله و عکس نوشته می آید که دلخوشی یعنی این،یعنی آن...

و واقعا دلخوشی همین چیزهای ساده است...

همین توجه به دلخوشی های کوچک است که خوشبختی را میسازد،همین چیزهای کوچک است که عشق می آورد،آرامش می آورد..

همین الان که دارم می نویسم و ساعت هنوز هفت صبح هم نشده دلخوشی میشود اینکه بیدارم و خواب نیستم، دلخوشی میشود اینکه بجای خوابیدن کتاب خوانده ام و چند نکته ی جدید یاد گرفته ام...


دلخوشی هر چیز دیگری هم می تواند باشد

فکر کن شب از خواب بپری و بعد ساعت را نگاه کنی و متوجه شوی هنوز دو سه ساعتی تا وقت بیدار شدن مانده،تصور کن چه لذتی دارد که بالش را بغل می‌کنی و با لبخند دوباره می‌خوابی...

از گرمای بیرون کلافه ای و تا می‌رسی خانه دستت را میگذاری روی دکمه ی کولر و از خنکای آن جانت تازه میشود....

از گرسنگی داری هلاک میشوی و نزدیک خانه که میشوی می بینی عطر قرمه سبزی ای که محله را پر کرده منبعش خانه ی خودتان است،این میشود دلخوشی نه اصلا میشود اوج خوشبختی:)))) 


یا چیزهایی از این دست میشود دلخوشی

برای خود من هم دلخوشی همین جور چیزهاست

دلخوشی برای من یعنی خانواده ام ولحظه ای که در کنار هم می خندیم

دلخوشی یعنی کارتون تام و جری،یعنی آنشرلی و جودی آبت،یعنی تلویزیون به سرش بزند برنامه های دهه شصتی ها راهر روز پخش کند...

دلخوشی برای من یعنی میزم،یعنی کتابهایم،خودکارهای رنگی رنگی ام،دیواری که رویش نوشته هایم را میچسبانم،...

دلخوشی یعنی هر روز تلاش میکنم بهتر شوم،مهربانتر شوم...

دلخوشی یعنی این وب و دوستان بیانی

دلخوشی یعنی حس خوب نوشتن

دلخوشی یعنی وقتی نگاهم  روی دیوار خیره مانده است  و لبخند نشسته روی لبانم و دست زیر چانه توی رویاهای قشنگ غرق شده ام....

دلخوشی یعنی بغل مادرم،لبخند پدرم...

دلخوشی یعنی وقتی با داداش کوچیکه تو سرو کله ی هم می‌زنیم...

دلخوشی یعنی من وسه تا خواهرام یه جا جمع شده باشیم..

دلخوشی یعنی کسی هست که منو مامان صدا می‌کنه ،کسی هست که منو خاله صدا میکنه،کسی هست که منو عمه صدا میکنه...

دلخوشی یعنی خنکای کولر،گرمای بخاری

دلخوشی یعنی قدم زدن زیرباران

دلخوشی یعنی باد تند و رقص چادرت توی باد

دلخوشی یعنی آب پاشیدن به هم و دنبال هم دویدن...

دلخوشی یعنی شصت و هشت کیلو باشی و بهت بگن لاغر:))

دلخوشی یعنی سی سالت باشه و بهت بگن بچه:)))


دلخوشی یعنی من،یعنی اون و یعنی تویی که منو به چالش دلخوشی های کوچیک دعوت میکنی^_^


پ.ن:این چالش رو عینکی جان راه انداخته و تا حالا خودش و آلاء جان شرکت کردند

منم از همه ی دوستانی که وبم رو میخونن دعوت میکنم توی این چالش شرکت کنن،قول میدم موقع نوشتنش کلی حس خوب تجربه کنین^_^

دلخوشی های کوچیک عینکی

دلخوشی های کوچیک آلاء

  • ۶۴
یگانه
دلخوشی یعنی وجود ِ ی آدم ِ مهربون و با احساس ..
یعنی بودن کنار ی خردادی با کلی جذابیت و تضاد اخلاقی ..
دلخوشی یعنی آرامش گرقتن از صدای ی دوست ..

دلخوشی یعنی توووووو .. (قلب قلب قلببببببببببببب ..... )

دلخوشی یعنی همین کامنت تو
اصن واسه یه سال همین دلخوشی کافیه:))
فاطمه گلی
چشم ها را باید شست..
دلخوشی ها زیادند و فرصت لذت زیادتر

دلخوشی هات زیادتر:)
بله خواهر جور دیگر باید دید
دلخوشی ها کم نیست،^_^

ممنون عزیزم،زندگی تو هم پر از دلخوشی^_^
ار کیده
آره خلاصه
مراقبش باشید، خشی چیزی بیافته، کلی ضرر کردین :))
دستت درد نکنه که گفتی ،پاشم دستمو تو جعبه ای جایی بذارم خراب نشه خخخ

ما دوتا هم خلیم بخدا:)))
ار کیده
به قول خودتون فرغون فرغون انرژی مثبت داشت این پست :))
دستت طلا :)
تو هم کامنتت کامیون کامیون انرژی مثبت داشت گلم^_^

واقعا دستم طلاست؟! 
بنظرت تو این گرونی دستم چند میرزه خخخخ
بانو ...
زیبا نوشتی عزیزم :)

فداتم^_^
آلاء .
چقدربااحساس و قشنگ*_*
فداتم که^_^
به لطف خدای مهربان،برکت های زندگی ام چنان بیکران است که در خیال نمی‌گنجد.
Designed By Erfan Powered by Bayan