اِقلیمِ اِقلیما

اِقلیمِ اِقلیما

به لطف خدای مهربان،برکت های زندگی ام چنان بیکران است که در خیال نمی‌گنجد.

آدمهایی با عطر خوش کاهگل

سه شنبه, ۱ آبان ۱۳۹۷، ۰۴:۴۳ ب.ظ

بخاطر کاری رفته بودم توی بانک...اونقدر شلوغ بود که مجبور بودم با نگاه به در و دیوار وقت کشی کنم....

پیرمردی از راه رسید،گونی برنج خالی رو که گمونم واسه بردن پول آورده بود گذاشت رو زمین و شناسنامه و چیزای دیگه ش رو از جیبش در آورد و همونجا کف بانک دنبال کاغذش میگشت..⁦^_^⁩

یه پیرمرد دیگه اومد نشست صندلی کناری و در حالی که بخاطر شرمش نصفه نیمه رو صندلی نشسته بود به یه خانومی گفت دخترم این فرم رو برام پر کن...دختر بهش گفت کارت ملیتونو بدین

پیرمرد کیفش رو در آورد و نشون داد کارتش رو ،دختر گفت درش بیارین تا از روش بنویسم

پیرمرد گفت نمیشه همینجوری بنویسی؟بعد نشون داد کارتش رو با نخ وصل کرده به کیفش و گفت از بس گمش میکردم بستمش به کیفم⁦^_^⁩


دیگه اینقدر همه چیز کلاس و ژست و تجملات شده که گاهی مثل وقتی بوی کاهگل روحم رو تازه می‌کنه دیدن این صحنه ها هم مثل همون بوی کاهگل سرشوقم میاره⁦^_^⁩

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۰۱
اقلیما ...