آسونترین کار دنیا

  • ۱۸:۳۷

اون روزا که دانشجو بودم یه خانوم چهل و پنج ساله بود که فوق العاده درس خون بود،اونقدر درس براش مهم بود که حتی تموم وقتهای استراحت هم در حال خوندن بود و واقعا هم درسش خوب بود...

یه روز ازش پرسیدیم چرا اینقدر درس میخونین؟واقعا حوصله تون میکشه؟!

یه لبخندی زد و گفت وقتی وارد زندگی میشی و چندسال میگذره تازه می فهمی آسونترین کار دنیا همین درس خوندنه:)


شاید اون روز حرفش رو درک نکردیم و شاید با خودمون گفتیم داره یه چیزی میگه که مارو از سرش باز کنه...

ولی الان من،اقلیما، توی سی سال و هفت ماهگیم با تموم وجودم حرفش رو درک میکنم و الان با تموم وجودم دلم میخواد فقط درس بخونم،...اونقدر درس بخونم که بترکم:/

  • ۲۶
به لطف خدای مهربان،برکت های زندگی ام چنان بیکران است که در خیال نمی‌گنجد.
Designed By Erfan Powered by Bayan