به درون خویشتن سرک بکشیم:)

  • ۱۲:۰۳

الشَّیطانُ یَعِدُکُمُ الفَقرَ وَیَأمُرُکُم بِالفَحشاءِ ۖ وَاللَّهُ یَعِدُکُم مَغفِرَةً مِنهُ وَفَضلًا ۗ وَاللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ

ترجمه:

شیطان، شما راوعده فقر و تهیدستی می‌دهد؛ و به فحشا (و زشتیها) امر می‌کند؛ ولی خداوند وعده «آمرزش» و «فزونی» به شما می‌دهد؛ و خداوند، قدرتش وسیع، و (به هر چیز) داناست. (به همین دلیل، به وعده‌های خود، وفا می‌کند.)


الشیطان یعدکم الفقر

والله یعدکم مغفرة و فضلا


این دو تا عبارت رو ببینید

شیطان وعده ی فقر میده....که پول نیست،عشق نیست،کار نیست،محبت نیست،بخشش نیست،دوستی نیست،سلامتی نیست

و در مقابل خدا وعده ی فزونی و بخشش میده،که ثروت به وفور هست،کار به وفور هست،عشق به وفور هست،محبت و بخشش و دوستی به وفور هست،سلامتی به وفور هست...


خب،حالا یه سر به درون بزنیم

داریم وعده ی شیطان رو می پذیریم یا خدارو

دنبال عشق هستیم و معتقدیم عشقی وجود نداره،یا معتقدیم دنیا از عشق لبریزه؟

دنبال کار هستیم و معتقدیم کار نیست،یا معتقدیم همیشه بهترین کارها در انتظار ماست؟

دنبال سلامتی هستیم و معتقدیم مریضیمون درمان پذیر نیست،یا معتقدیم به سهولت میتونیم سلامت باشیم؟

دنبال ارتباط با خداییم و معتقدیم فاصلمون از خدا خیلی زیاده و درست بشو نیستیم یا معتقدیم خدا از رگ گردن نزدیکتره و اونقدر دوستمون داره که اگه اندازه ش رو می فهمیدیم قطعا جون میدادیم؟



وعده ی خدا قدرتمندت می‌کنه یا وعده ی شیطان؟

با ترس پیشرفت می‌کنی یا با توکل؟

یکم فکر کن...ببین میتونی بازجویی روزگار وصل خویش؟





پ.ن:بابت نبودنهام عذر میخوام،سرم به شدت شلوغ بود ولی تا جایی که تونستم پستهاتون رو بصورت خاموش خوندم و بیخبر نبودم ازتون ،و با اجازتون برگشتم و باید عرض کنم من زنده ام هنوز و غزل فکر میکنم:))

  • ۹۴
خانوم شفتالو
نیگا بازم فخر فروشی کرد :/

مریم! :|
بالاخره در جواب حرفی که زدی باید یجوری به خودم دلداری میدادم دیگه خخخ:))

انار:/
خانوم شفتالو
الان توی یکی از پستات متوجه شدم.:/

+مریم!
من چرا اینطور فک میکردم؟ :|

+نمیدونم.از بس پستات مسخره بازی بود :دی

همش شکلک زرد میزاشتی اون وقتا .:دی
نامرد رو نگا:/
پستای به اون پرمحتوایی کجاش مسخره بازی بود:)))
تو کامنتا شوخی میکردم ولی پستام خدایی مسخره بازی نبود که:))

ولی طوری نیست،چون توی واقعیت هم کسی باورش نمیشه این سنی باشم،چن وقت پیش بم گفتن که بم میخوره بیست و سه سالم باشه:))):
خانوم شفتالو
دلش میخواد بمیره :| 

مریم!

من نمیدونستم من و تو اینقدر سنمون به هم نزدیکه :/

اون وقتا فکر میکردم 19/20 سالته.
خدا نکنه:/

نوزده و بیست سال؟:/

خوبه بهت گفته بودم هم سنیم:/

چرا اینقدر منو بچه میدیدی لامصصب:))
حالا از کجا فهمیدی هم سنیم؟:))
هـی وا
داشتم میرفتم سمت شیطان و همون حرفای شیطانی روو ذهنم بود
مرسی بابت یاد آوری این آیه
خدا رو چه دیدی ،شاید من مامور خدا بودم که این آیه رو تو این موقعیت به یاد شما بیارم:)

هیچی اتفاقی نیست تو دنیا:)
خانوم شفتالو
وعده ی خدا که قشنگ تر و خوشمزه تره :))

ولی آدمیزاد یه چیزی داره به اسم حسّ! یه وقتا کم بیاره و بهش فشار بیاد،نه حرف خدا رو میشنوه و نه شیطونو! کر میشه :)
بله خیلی خوشمزه تره:)))

اونوقت دقیقا تو اون حالت که حرف هیشکیو گوش نمیکنه چه حرکتی میزنه؟:)))
هـی وا
حال و احوال این روزام بود دقیقا این پست و قشنگ حسش کردم
این روزا به خدا اعتماد کردین یا به شیطان؟
معسود
تلفن خونمون زنگ خورد برداشتم بجا اینکه بگم الو بله
گفتم بلو اله
طرف هم قاطی کرد گفت سلو الام
عاشق خدا
تنها بودن

مثل حذف کردن نمک از غذاس

به نفع آدمه

ولی یه جور بی مزس...!   
جناب منزوی
سلام
چه عجب! :)

مطلب عالی بود، گاهی فراموش می کنیم، گاهی مشکلات طوری هستن که فقط دنبال یه بهانه برای انحراف میگردیم و شیطان اون بهانه رو دم دست میذاره.
ممنون
سلام
مشغله داشتیم
عذر تقصیر:))

بیخود نیست که اسممون انسان یا همون فراموشکاره:(
Parad ox
چقدر خوبه این متن !!!
تشکر :)
:)
خواهش میکنم
ممنون که وقت میذارین⁦^_^⁩
سوته دلان
سلام
به به خوش گلدی... :)
درست گفتم دیگه؟! همینو میگن ترکا؟! 🤔

ما دنبال هلو برو تو گلوئیم...
شیطون هم دقیقا پیشنهاداتش همین هلوئه!
راحت و کم دردسر...

سلااام
سپاس
والا من ترک نیستم،چه می‌دونم درست گفتی یا نه:)))
من فقط یاشاسین آذربایجان رو بلدم :))))


دیوونه ایم دیگه،خوشی رو ول کردم ترس و اضطراب رو چسبیدیم:)
دختـرِ بی بی
نظر لطفتونه...
ممنون که قدم رنجه میکنید بر وبلاگ ما
اختیار دارین...
لذت میبرم از نوشته هاتون⁦^_^⁩
کاکتوس :)
خوش اومدی عزیزم 😍😍
ممنون مهربونم😍😘😘
دختـرِ بی بی
امید حسی که همیشه به ما ارزانی میدارد...
سلام خوشحالم که اومدید
سلام عزیزم
میخوندمت،چقدرم پست دزد بامعرفتت جالب بود:)))
.: مهتاب :.
خیلی خیلی خوب بود:))
نوش جونت:)))
احسان ..
مرسی
الان هم باور میکنم هم غزل فکر میکنم:)
بسیار هم عالی:))
احسان ..
سلام
رسیدن بخیر
ببخشید غزل فکر میکنید یعنی دقیقا چکار میکنید؟
سلام
ممنونم
خب این بخشی از شعر استاد بهمنی هست که میگن من زنده ام هنوز و غزل فکر میکنم،باور نمی کنید؟!همین شعر شاهد است
منم برگشتم با پستهایی با همون موضوعات و محتوای قبلی،باور نمیکنید ؟همین پست شاهد است:)
اردیبهشت ..
خوش اومدی اقلیمای جان.
مرسی بابت پست.
ممنون اردیبهشت جانم

تشکر از خودت عزیزم⁦^_^⁩
‌‌‌‌‌‌
خوشحالم برگشتی و راه ارتباطی رو بااااز کردی :)
زنده باشی همیشه :)
منم خوشحالم که برگشتم⁦^_^⁩
شما هم زنده وسلامت باشید دوست عزیز و همراه⁦^_^⁩
هو مورو
که متاسفانه الان فضای غالب بر جامعه هم طبق مورد اوله.
این یعنی اکثریت داریم طبق وعده ی شیطان عمل میکنیم و علت مشکلاتمون هم همینه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
به لطف خدای مهربان،برکت های زندگی ام چنان بیکران است که در خیال نمی‌گنجد.
Designed By Erfan Powered by Bayan