اِقلیمِ اِقلیما

اِقلیمِ اِقلیما

آدم همیشه تنها می مونه اگه اجازه نده کسی اهلیش کنه...

یهویی نوشت:))

شنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۳، ۱۰:۵۴ ب.ظ

امشب برای بار چندم کتاب بوف کور را باز کردم که بخوانم،بعد از این همه مدت تنها به صفحه هفده رسیده ام...

با خودم کلنجار میروم بلکه بتوانم چند صفحه بیشتر بخوانم ولی نمیشود که نمیشود....

 با تمام وحشتی که از افکار هدایت دارم ولی  یک نیروی عجیبی مرا به خواندن نوشته هایش وا میدارد....

گویی هدایت سالهاست میخواهد حرفهایی به من بزند ولی من مدام طفره میروم...

........

در ابهام و تاریکیهای ذهنم ،مدام دنبال کور سوی نوری میگردم که با ان جلوی پایم را ببینم و آهسته آهسته قدم بردارم

قدم برداشتن در دنیایی که قدم به قدمش مینهای تردید و اشتباه انتظارت را میکشند سخت تر از گرفتن شعله های آتشین درمیان دستانت است..

اینها را من نمیگویم،اینها همه برای زمانی که به اجبار درآن نفس میکشم چیزهای پیش بینی شده ای بوده است...

من با تمام وجود میخواهم زندگی کنم و برایم فرقی نمیکند در سنگلاخهای مسیرش قرار است چند بار برزمین بخورم و چندبار قرار است زانوانم زخمی شود و دستهایم خراش بردارد...

این را میدانم که تا وقتی نفس میکشم محکوم به زندگی کردنم ،پس زندگی  خواهم کرد ...

....

گاهی فکر میکنم چه بد که در دنیایی زندگی میکنم که آدمهایش بلند بلند فکر میکنند و کورکورانه عمل...

و حقیقت اینست که آدمهای دنیای من سالهاست انسانیت را در پیله ای از نافهمیها پیچانده اند...

سخت است به این آدمها رسم پروانه شدن اموخت

سخت است صواب و ناصواب را به این ادمها نشان داد

سخت است کنار این آدمها نفس کشید

اینها زندگی را به بهای هیچ مصرف میکنند و اینها همه اسراف اکسیژن در این دنیای کم درخت است و دیگر هیــــــچ...


  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۰۲ اسفند ۹۳ ، ۲۲:۵۴
  • اقلیما ...

محله س ما داریم آخه؟:))

چهارشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۳، ۱۰:۵۱ ب.ظ

یکی از همسایه ها چند وقت پیش یه ماشین خرید 270 ملیون...

چند روز پیش همسایه روبه رویی خواست بگه ماهم آره....

رفته یه ماشن خریده سیصد ملیون...

چند وقت پیش عروس خانوم اکبری که چند تا خونه بالا تر ازما هستن دماغشو عمل کرد

بعدش دختر فرشته خانوم که چندتا خونه پایین تر از عروس خانوم اکبری زندگی میکنن دماغشو عمل کرد

 چند وقت بعدترش پسر آقای حسینی هم گفت من چیم از اینا کمتره ؟!!...بدو بدو رفت دماغشو عمل کرد....

سُرور خانومو دیدم،بالای شصت و پنج سالشه ...رفته پوست صورتشو کشیده که جوون بشه...

همسایه ها نگاش میکردن و پچ پچ میکردن...

این یعنی تا چندروز آینده طرح جوانسازی بانوان فرسوده توی محله ما درسطح سرتاسری اعمال خواهد شد...:))

محله ست ما داریم آخه؟!!:))


  • اقلیما ...

یه فوتو خاطره

چهارشنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ۰۸:۲۹ ب.ظ



یه سیب ترو تازه

یه سررسیدو نوشته هایم مالِ نه سال پیش

یه خودکارِ تقریبا پونزده ساله...

و یه منِ بیکار که نشسته امروز خاطراتشو ورق زده

ودیگر هیچ...



  • اقلیما ...