اِقلیمِ اِقلیما

اِقلیمِ اِقلیما

آدم همیشه تنها می مونه اگه اجازه نده کسی اهلیش کنه...

۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۷ ثبت شده است

برای آخر دنیا

دوشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۷، ۰۱:۲۶ ب.ظ

سرش را گرفته بود بین دو دست هایش،از گرانی ها سر در نمیاورد،غصه ی نداشتن هایش را میخورد و چیزهایی که باید بخرد و نمیشود بخرد...

اما من توی خودم غرق بودم که امسال سبزه ی گندم بکارم یا عدس؟....

عدس خوشگلتر می شود یا گندم؟...

او هم چنان به زمین و زمان غر میزند...

  • اقلیما ...

یک متن و یک فامیل

جمعه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۷، ۱۱:۳۳ ب.ظ

دیروز که متن پست قبل را نوشتم،اولش فرستادم برای خواهر جان

خواهرجان هم همینطور یک هویی ارسال کرد وسط گروه فامیل

خدا من رو ببخشه ،چقدر آتیش زده بودم به جیگرشون...

دختر عمه م که می‌گفت ساعت دوی نصفه شب متنت رو خوندم و گریه امونم نمیداد،...گفت اینقدر فحشت دادم که حد نداشت:/

عروس عمه م گفت نشستم واسه شوهرم خوندم و اونم گریه میکرد...

دختر عموها هم خیلی متاثر شده بودن...

اون یکی دختر عمه م گفت تو نمی فهمی روح آدم خدشه دار میشه با این نوشته ت؟آزار داری؟:/


واقعا من نمی‌دونستم خواهرم می‌فرسته توگروه وگرنه شاید اینقدر توی عمق خاطره ها نمی رفتم:(

تازه چون تازه از سر مزار اومده بودم و خسته بودم نشد خیلی بال و پر بدم به نوشته م...الان میگم خدا رحم کرد خسته بودم

  • موافقین ۳ مخالفین ۰
  • ۱۰ اسفند ۹۷ ، ۲۳:۳۳
  • اقلیما ...

عجب رسمیه،رسم زمونه

پنجشنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۷، ۰۵:۳۰ ب.ظ

کل سال یک طرف  و روز اول عید و خانه ی باباجان هم یک طرف....

من شش تا عمو دارم و همه یمان خانه هایمان با یک دریچه به هم راه داشت و نیازی نبود از کوچه به خانه ی هم برویم...

سال که تحویل می شد یک آن میدیدی پسرها از در و دیوار دارند میریزن توی خانه ی ما که بعد از آنجا بدو بدو بروند خانه ی بابا جان

دخترها هم پشت بندشان ..

  • اقلیما ...