اِقلیمِ اِقلیما

اِقلیمِ اِقلیما

آدم همیشه تنها می مونه اگه اجازه نده کسی اهلیش کنه...

۸ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

مسابقه ی دیشب

پنجشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۲۲ ق.ظ
دیشب که مسابقه ی ایران و اسپانیا بود ما وسط حنابندون دختر دایی جان بودیم...
  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۲۲
  • اقلیما ...

دلخوشی های کوچیک

سه شنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۰۳ ق.ظ

دلخوشی یعنی صبح چشمات رو باز کنی و بگی کاش یه نهج البلاغه بخرم واسه خودم که هرچی دلم خواست تو حاشیه هاش یادداشت کنم...

بعد مامانت ظهر زنگ بزنه بگه از مسجد واست نهج البلاغه گرفتم بیا ببر..^_^

  • اقلیما ...

خوش بحال تو که آسودگی آبستن توست

جمعه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۳۰ ق.ظ

دیشب که مهران مدیری مهمان برنامه ی خندوانه بود حرفهای قشنگی میزد

گفت شاید بهم نیاد ولی آدم خیلی معتقدی هستم و برا همین هیچوقت نمی‌ترسم یا هول نمیکنم ،مثلا اگه توی خونه نشسته باشم شش نفر بزیزن توی خونه که من رو بکشند اصلا نمی‌ترسم چون معتقدم همه چی دست خداست و اگر اراده ی خدا به کشته شدن یا کشته نشدن من باشه چرا باید بترسم.

و این جمله سریع من رو یاد این حدیث از امام صادق علیه السلام انداخت که میفرمایند وقتی میدونید همه چیز تقدیر خداست ترس چرا.


واقعا لذت تسلیم بودن به اراده ی خدا چیز وصف ناشدنی ای هست که ارزش این رو داره یک عمر خودت رو واسه اون حس پرورش بدی^_^


گاهی آدمها اونقدر کتاب میخونن که صداشون رو بالا ببرند و به بقیه بگن هیچی نمی‌فهمند ولی گاهی آدمها اونقدر زیاد کتاب میخونند که روز به روز ظاهرشون آروم تر و ساکت تر میشه و روز به روز به این باور میرسند که هرچی جلوتر میرن بیشتر به نادانسته هاشون پی می‌برند

 و من حس میکنم مهران مدیری جزء دسته ی دومه و این ظاهر آرام و ساکت و بیخیالش بخاطر فهمیدگیشه.

آدمهایی که می‌فهمند هیچوقت بیخودی نمی‌ترسند ،بیخودی داد نمیزنن،بیخودی حرف نمی‌زنند و بیخودی به داشته هاشون مغرور نمیشن و برای رسیدن به نداشته هاشون خودشون رو به در و دیوار نمی‌زنند.


بقول مهران مدیری جهان الان در منحط ترین حالت خودش قرار داره و واقعا دیگه به درد نمیخوره ...

و من هم واقعا مدتیه به همین نتیجه رسیدم و برای همین از دنیا و آدمهاش کنده شدم و روزها و شبها سرم رو توی کتابهام میکنم و کتاب میخونم یا قلم به دست میشم و برای خودم می‌نویسم یا صبح تا شب توی نت دنبال کلیپ ها و فایل‌هایی هستم که بتونم نگاهم رو تغییر بدم.

دیگه این دنیا جای چشم و هم چشمی و مسخره بازی و دعواهای بچگانه و گله شکایت های احمقانه و من خوبم بقیه بدن و حقم رو خوردن و مملکت به درد نمیخوره و فلانی بدبختمون کرد و تقصیر اوناست و مشکل از اونجاست و و و نیست


ما فقططط باید خودمون رو از این منجلاب نفهمی بکشیم بیرون

فقططط باید بفهمیم درون رو نابود کردیم که بیرون نابود شده

چه حس لذت بخشی می‌تونه باشه وابسته نبودن به آدمها ،وابسته نبودن به حرفها و برخوردهای آدمها،چه حس فوق العاده ای می‌تونه باشه کنده شدن از اشیاء و مادیاتی که بند زدند به پاهامون،چه حس شگفت انگیزی می‌تونه باشه پرواااااز

  • اقلیما ...