اِقلیمِ اِقلیما

اِقلیمِ اِقلیما

آدم همیشه تنها می مونه اگه اجازه نده کسی اهلیش کنه...

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خودم نویس» ثبت شده است

یک روز خواهم رفت...

شنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۹، ۰۹:۴۸ ب.ظ


بالاخره یک روز دلم را به دریا می زنم

 و تمام زندگی ام را می ریزم توی یک بقچه... 

 و میروم از اینجا... 

میروم همان جا که شما به آن می‌گویید دهات 

و من می گویم بهشت...

 میروم که رها شوم از بند زرق و برقی که خدا را از ما گرفت...

لباس بلند چین دار می پوشم و کوزه به دست می روم لب جوی... 

همان جا وضو می گیرم، نیت می کنم 

 وحتما کنار جوی آب سجاده پهن می کنم

 و همانجا به عشق سجده می کنم... 

و لبریز می شوم از زندگی...

 و از عمق جان می گویم بسم الله الرحمن الرحیم...

 زندگی از اول✋


  • اقلیما ...

زندگی به طعم موزای سال هفتاد و چند

دوشنبه, ۹ مهر ۱۳۹۷، ۰۴:۴۵ ب.ظ

نشسته لب ایوون و به آخرین  انجیرهای روی درخت نگاه میکنه،به برگای نیمه زرد شده و گاها خشک شده خیره میمونه و به این فکر می‌کنه که چرا امسال انجیرهای درخت به خوشمزگی سالهای قبل نبود،

  • اقلیما ...

التماس سرد یک نگاه

سه شنبه, ۳ مهر ۱۳۹۷، ۰۵:۲۹ ب.ظ

دختر در حال تست کردن مارکهای لوازم آرایشی و چانه زدن سر خوب و بد بودن کرم و اینجور چیزها بود که مردی مضطرب و مستأصل درِ مغازه را باز کرد و بی مقدمه شروع به حرف زدن کرد که خانم تو رو خدا بیا به قصاب بغلی بگو به من گوشت مفتی بدهد،که بخدا زنم مریض است و باید گوشت بخورد... زن فروشنده در حال طفره رفتن بود که دختر هاج و واج مانده بود که چه کند....در حالی که خدا خدا میکرد پول نقد توی کیفش داشته باشد تمام کیفش را زیرو رو کرد و چشمش به دوتا اسکناس ده هزار تومانی افتاد و بی درنگ گذاشت کف دست مرد...

شاید فکر میکرد مرد خوشحال میشود،اما...

  • اقلیما ...