بگذار خودم را دوست داشته باشم

بگذار خودم را دوست داشته باشم

خودم را با همان چشم های بادامی 

با همان لبخندی که همیشه روی صورتم حک شده است

...

بگذار خودم را دوست داشته باشم 

با همان بی‌خیالی ای که به گمانم حرص خیلی‌ها را در آورده است.


....

بگذار خودم را دوست داشته باشم

با همان ظاهر ساده ای که هیچگاه دلم نمی‌خواهد دستی داخلش ببرم 


...

بگذار خودم را دوست داشته باشم 

رهایم کن تا همیشه دخترک قصه ی پریا باقی بمانم

رهایم کن تا فکر کنم من هم آنه هستم با موهای قرمز


...

بگذار خودم را دوست داشته باشم و برایم مهم نباشد آدم ها چقدر تغییر کرده اند

رهایم کن تا آدمها را همینطور که هستند دوست بدارم

بگذار باور کنم آدم ها مهربانند ،پاکند،با احساسند و فقط کمی خسته اند یا شاید کمی گم شده اند 


.....

بگذار خودم را دوست داشته باشم 

و گیر ندهم به آدمها،و قضاوت نکنم رفتارهایشان را

آدمها آدمند مثل پدرشان آدم، ممکن است خطا کنند

رهایم کن تا رها کنم آدمها را


...

بگذار خودم را دوست داشته باشم

و از دوست داشتن خودم پلی بزنم به دوست داشتن تک تک آدمها


.....


بگذار خودم را دوست داشته باشم

خودم را،اقلیما را،دختر آدم را،دختر حوا را

  • اقلیما ...

برو دلم...

ساکت را بردار دلم،شاید لازم باشد برای مدتی بروی

درمسیرِ رفتنم اگر تو باشی زیاد دل دل میکنم

می ترسم آخر مخِ عقلم را بزنی


  • اقلیما ...

درو دیوار اگر غم دارد،گریه کن گریه قشنگ است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دلت اگر گرفت

چه اشکالی دارد؟!!

بنشین گریه کن به اندازه ی یک دریا

مشت بزن به دیوار

برو لب پنجره اصلا فریاد بزن

گله کن از خودت،از دنیایت و از همه ی کس هایی که دلگیرت کرده اند

چه لزومی دارد توی خودت بریزی؟!

برو برای یک نفر دلیل تمام غصه هایت را بگو و سر بر شانه اش بگذار و های های گریه کن

تو هم آدمی

توهم کم میاوری

توهم یک جاهایی دلت میخواهد گله کنی

بی تاب شوی و اشک بریزی

بخاطر خودت،بخاطر حماقتهایت،بخاطر اشتباههایت،بخاطر نادیده گرفته شدنِ خوبی هایت،بخاطر ...

برای چه باید جلوی اشکهایت را بگیری؟!

برای چه باید بغضهایت را بخوری و موی سفید بکاری روی سرت؟!

آدم اگر از شادی و غم پرشد،اگر از چشمهایش سرریز نشود که منفجر میشود

پس دلت اگر گرفت

چه اشکالی دارد؟!!

بنشین گریه کن به اندازه ی یک دریا

مشت بزن به دیوار

برو لب پنجره اصلا فریاد بزن

 
دریافت
 
عنوان پست از من نیست از جناب آقای محمدرضانظری(لادون پرند) می باشد:)
 
 
  • اقلیما ...

کاش مرا از اول بنویسند

من یک مسأله ام که باید پاک شوم

باید از اول نوشته شوم

آنقدر راه حلهای اشتباه روی من امتحان شده است که اصل مسأله فراموش شده است...

کاش مراپاک کنند

لااقل کاش مرا از اول بنویسند

:(


  • اقلیما ...

روزهای نبودنت رویا می بافم

با تو بودن ساده است

کافیست چشمهایم را ببندم

یک موسیقی لایت بگذارم

قهوه ی اسپرسوی داغ را تا دهانم بالا بیاورم

و با نوشیدنش روزهایی را تداعی کنم که تو هستی...

تو هستی و من ...

آنوقت تو حاضر میشوی

همینجا روبه روی من

ومن ساعتها با تو حرف میزنم بی اینکه چشمهایم را باز کنم و ببینم که تو نیستی

من تمام روزهایم را اینگونه سرمیکنم در نبودنت

تو چطور؟!!!!!!!

 این نوشته عاشقانه نیست،برای یک دوست  است:))


پ.ن:بابت بستن نظرات عذرخواهی میکنم،اگر بامن حرفی داشتید آن بالا بنویسید:)


  • اقلیما ...

شاکی ام از خودم و از این احساسات مزخرفم

از خودم شاکی ام

 ازمنی که همیشه پیش از بالا آوردن حرفهایم اشکهایم را بالا می آورم
.
.
و امشب باز به جای اینکه زبانم حالتِ تهوع بگیرد چشمهایم شدیدا تهوع داشت...:(



 

                                       دریافت


 

  • اقلیما ...

منفی در منفی...

تمام مدت موج منفی میفرستاد

من هم که مثل همیشه موج مثبت میفرستادم

ولی باز همه چیز منفی بود...

راه به جایی نبردم تا اینکه من هم شروع کردم به فرستادن موج منفی

بلکه به یاد آنچه در ریاضیات خوانده بودم،منفی در منفی مثبت شود:)


  • اقلیما ...

وقتی دردهای من فقط برای من است...



وقتی از فرصتهای بر باد رفته ی زندگی ام میگویم

واشک مثل نیشتر نیش میزند به گوشه ی چشمم و بغض چنگ میزند به گلوی وامانده ام

 سر برمیگردانم تا حال و احوالی که زار میزند به لباس اکنونم را نبینی ....

و تو مثل همیشه با خونسردی قهوه ی محبوبت را توی فنجان میریزی

و با آرامش به سمت پنجره میروی

و  وقتی بدون توجه به حرفها و حال و روز من بعد از یک مکث طولانی نفس عمیقی میکشی و میگویی" چه هوای خوبی!"

تازه میفهمم دردهای یک من تنها برای یک من است و دیگر هیچ....

  • اقلیما ...

گاهی اتفاق می ایستد

 

 

اگر اتفاق فقط می افتاد مشکلی نبود

مشکل اینجاست که گاهی اتفاق برمی خیزد و تا مدتها با لحظه لحظه ی زندگیت قدم میزند...

 

 

                                            
 
دریافت
  • اقلیما ...

اسیر

اسیر شده ام ،اسیر...
اسیر
آدمهایی که از نبودنشان در خوف و از بودنشان در وحشتم...


  • اقلیما ...

واژه ها

 بیهوده درگیر واژه ها شـده ام
 واژه هایی که فکر میکردم مرا به دیگران میفهماننـد

 اما ...
 حواسم نبودکه مردم تا حرفهایت پیچیـده میشود
 لغت نامه هایشان را باز میکننـد تا شایـد تورا بفهمنـد
 واژه هایی که خودشان قابل فهم نیستنـد،

چگونه میخواهنـد مرا به دیگران بفهماننـد...

 

 

 

 

سنی نداره ولی قشنگ میخونه به نظرم:)

 

 

 

وای چرا مدیریت اینجا اینقدر لوس شدindecision

 
  • اقلیما ...

لیمیت وجودم

نه دیگر کارم از معادلات ریاضی گذشته است

لیمیت وجودم به هیچ سمتی میل نمیکند،

شایدهم در بینهایت حل شده است و من اینجا درگیر اعداد حقیقی ام:(


  • اقلیما ...

هنوز همانم...

هنوز هم آن دخترکی هستم که خیره به آسمان ،لابه لای سیاهی شب رویا می بافت...


هیچ دادگاهی نمیتواند مرا محکوم کند به بزرگ شدن...


  • اقلیما ...

اتفاق

درگوشه ای کِز کرده ام

وصدای خِس خِسِ گلوی یک اتفــــــــاق

آرامش ثانیه هایم را برهم زده است ...

  • اقلیما ...

اینکه...

این که تنها در میان دنیایی باشی که هیچ چیزش از جنس تو نیست ،میشود مقدمه ی یک حس غریب...

و دیگرهیچ...


  • اقلیما ...

گندمزار

دلم گندمزاری میخواهد که چون ماهی در دریای آرامشش شناور شوم


http://s3.picofile.com/file/8191578918/life.jpg

  • اقلیما ...

کاش میشد

کاش میشد این روزهایی که آبستن نافهمیست را

از بام خانه ی خیال به زمین افکند

بلکه سقط شود این روزهای جهل آلود

ودیگر هیچ..:(

  • اقلیما ...

قرن بیست ویک

درشلوغی و همهمه ی قرن بیست و یک صدای هیچ میشنوم

آدمها یا صدایشان آنقدر بلند است که ترجیح میدهم انگشت در گوش بفشارم

یا حرفهایشان زیادی مفت است و ترجیح میدهم خودم را به نشنیدن بزنم

  • اقلیما ...

احساس سنگینی

احساس سنگینی میکنم

نمیدانم سنگینی جسم است یا روح

یازیاد خورده ام یا زیاد گناه کرده ام

هرچه هست که نمیتوانم قدم از قدم بردارم :(


http://tehranmall-co.ir/wp-content/uploads/2015/02/12809888875196813009.jpg

  • اقلیما ...

مردم بی احساس

یک روز مردم عاشق میشدند...

بتازگی مردم عایق میشوند :|

بس که احساس ندارند،انگار عایق احساسند:|



  • اقلیما ...

مردم عوض شده اند

هیچکس برای منو افکارم تره خرد نکرد

به بازار میروم

میروم که شنبلیله بخرم

شاید مردم عادتهای جدیدی پیدا کرده اند

مثلا برای عقاید دیگران شنبلیله خرد میکنند نه تره

آهنگ This wordly lifeاز ماهر زین(اینجــــــا)

  • اقلیما ...

زندگی درد ندارد،درد را تو میسازی..

زندگی همین ساختن همه چیز از هیچ است...

بیا درست نگاه کن

خیلی وقتست نگاهت درد میکند

نگاهت که درد بگیرد از همه چیز هم نمیتوانی هیچ بسازی


  • اقلیما ...

حتی جای درنگ دررویای تو نیست

عصر یک روز بهاری

من ،خودم و رویای تو

کنار تنهایی هایم چای دم میکنم

و تو دررویای من چای مینوشی

لبت از داغی چای میسوزد

و من میخندم و قند توی گلویم میپرد

مرتب سرفه میکنم و بلندتر میخندم

نفسم به شماره می افتدو تو حرص میخوری

بالشی که کنارت بود را بلند میکنی که به سمتم پرت کنی

ومن فرار میکنم به سمت درختهای حیاط

تو فریاد میزنی که بایست

ومن دورترمیشوم که به من نرسی

میدوی و به من نمیرسی و من هنوز سرفه میکنم و میخندم

میدانم که عصبانی نیستی و فقط میخواهی برای ساعتی بچه باشیم

میدوم و تو نمیرسی

میخندم و نمیفهمم.....

دورمیشوم و تو نمیرسی

میخندم و نمیفهمم.......

محو میشوم وتو نمیرسی

میخندم و نمی فهمم....

تمام میشوم و تونمیرسی

میخندم ونمیفهمم...

و تو تا ابد به من نمیرسی و من...

کسی تکانم میدهد و من فریاد میزنم و از رویای تو اخراج میشوم...

به همین سادگی حتی در رویای تو اجازه ی رسیدن نداشتم:(

 

پ.ن:جنی برات متاسفم که متوجه نشدی این متن رو واسه تو نوشتم نیشخند

  • اقلیما ...

به تو مدیونم

هنوز دفتر خاطراتم پر از اسم توست...

گم نشده ای ،فراموش نشده ای...

همینجایی ،در خط به خط خاطراتم

گرمی نفسهای خاطره هایت یخ دوری ات را آب میکند...

چقدر این لحظه های پر از حضورت را دوست دارم...

دست در دست خاطراتت،سرکوچه ی انتظار نشسته ام...

بیا...


به تو مدیونم همیشه با صدای فرزاد فرزین(اینجـــــــا)



پ.ن:من بتازگی دریافته ام که قدرت زدن به سیم آخر را دارم!...


  • اقلیما ...

کودک درونم

دلم گرفته است...


آنقدر مراقب کودک درونم نبودم که بزرگ شد...:(

  • اقلیما ...

لعنت به دنیا




آهای دنیا!!با توام...
هرچه فیلم تلخ و غم انگیز داری روی پرده سینمای زندگیم اکران کن
تمام اعصاب حسی ام خواب رفته اند
آنقدر بی رحمانه زدی که بی حس شده ام
فقط به پرده ی سینمایت خیره میشوم و حتی اشک هم نمیریزم
اشک که هیچ،خم هم به ابرو نمیاورم
اما کاش میدانستی فیلمهایت خیلی تکراری شده اند...
کلیشه ها خمیازه می آورند،خمیازه ها کم کم آدم را خواب میکنند
 وآنوقت تو میمانی و یک عالمه آدم که خوابند و یکه تازیهایت را به تماشا نمی نشیند...
از ما گفتن بود....


آهنگ ماهیگیر(کلیک)

  • اقلیما ...

قلم بنویس و دیگر هیچ






 بیا قلم ،بیا و امشب خودت تسلیم انگشتهایم شو

بیاو درگیرآغوش دستانم شو
 بیا کـہ امشب ذهنم پرگشودہ و روے پرچین خاطرہ ها نشستـہ است!
 دست خودم نیست
 واژه ها کـہ هجوم مے آورند ،بیقرار میشوم
 بیقرار کـہ میشوم ،دیوانـہ میشوم
 و وقتے دیوانـہ و بیقرار شدم  
 تنها با نوشتن قرار میگیرم
 این ذهن افسارگسیختـہ ،تنها بـہ نگاشتن رام میشود و دیگر هیچ!
 بیا و بنویس از لحظـہ لحظـہ ے بودنم
 از جدال امیدها و نا امیدیهاے بے حد و حصر زندگیم!
 بیا از غمهایم بنویس  
 از غمهایے کـہ همیشـہ نقاب شادے برآن زدم
 بیا و از من بنویس
 منے کـہ سایـہ ها را باور دارم
 منے کـہ فریاد سکوت را مے شنوم
 منے کـہ در بچگیهایم جا ماندہ ام و بدیها را باور ندارم
 بیا قلم،
 بیا و خودت نوشتـہ هارا بـہ دست بگیر
 من یاد میکنم و تو بنویس
 مینشینم لب پنجره،
 از عمق جان نفس میکشم و تو بنویس
 در سیاهے شب حل میشوم و تو بنویس
 سوار با لهاے خیال میشوم و تو بنویس
 از هرچـہ برایم رویاست میگویم و تو بنویس
 بغض میکنم و تو بنویس
 سکوت میکنم و تو بنویس
 امشب حتے اگر جان دادم وفادار باش و بنویس
 بنویس بانوے شهر خیال  در رویاهاے خیسش  غرق شدو دیگر هیــــــــــــچ!

.
.
پ.ن:متنام که ادبی میشه حال به هم زن میشه،کاش ...



***********************************************************************************

EnriqueIglesias_IHaveThisForEver.mp3


  • اقلیما ...

باورم شد






آنقدر دنیا مردانه با من جنگید که باورم شده است مَردَم،


به شانه هایم تکیه کن اندازه ی یک مرد قدرت به دوش کشیدن غصه هایت را دارم

  • اقلیما ...

هوای تو

از کجـــــــا باید شروع کرد قصه عشق رو دوباره،تا همه بغضای عالــــــــــم سر عاشقی نباره



آهنگ هوای تو از محمد اصفهانی


******************************************************************************************


جلوی آینه نشستم،تو چشمای خودم خیره شدم و گفتم :تو فقط مریم باش ،میتونی؟!!

آینه هم خندش گرفت چه برسه به تصویرم...

  • اقلیما ...

آهنگ جان مریم

"این آهنگ"



***************************************************************************************************

 میدانی ؟!!من مریمم،میم نامم  وام گرفته از موج دریاست،
رای نامم رویای خیسیست که خیسیش را از اشکهایم دارد،
یای نامم یلدای احساست،
و میم آخرم مسأله ی ناتمامیست که قرار است تا ابد ناتمام بماند...
من مریمم،مریم...م ر ی م
و دیگر هیـــــچ.

  • اقلیما ...

آری گلم

گاهی فکر میکنم چقدر ظرف حوصله ام کوچک شده،تا  اندکی اندیشه درآن میریزم سر میرود...
حوصله هم حوصله های قدیم.....




یه روزهایی شعر میگفتم...گفتن شعرات خیلی شبیه سهرابه...
یه مدتی متن مینوشتم و گقتن متنهات آدمو یاد نوشته های صادق هدایت میندازه ،درصورتی که من هیچوقت یه کتاب کامل هم از هدایت نخوندم ،چون طاقت موج یأس و دلزدگیش از دنیا و آدماشو نداشتم.
یه روز جمله های کوتاه مینوشتم و گقتن جمله هات شبیه حسین پناهی و شریعتیِ
بعد اومدم اینجا و تصمیم گرفتم مثل هیشکی ننویسم
چون نمیخواستم از کسی تقلید کنم
هرچند حقیقت این بود که من تقلید نمیکردم
.
.
بعد نوشتن یادم رفت
بعد نوشته هام درهم شد
وحالاگاهی فکر میکنم توان نوشتن یک انشای ساده رو هم ندارم
بعضی نوشته هامو که میخونم احساس میکنم آشفتگی کلمات داره بیداد میکنه
من تموم زندگیم صرف این شد که شبیه کسی نباشم
و حالا بین این آشفته بازار بودن و نبودن
خودمو گم کردم
.
.
.
و حالا من اینجا توی دیماه 93 دارم دنبال خودم میگردم
کاش لااقل همین دور و برها باشم
مثلا توی بهمن ماه93
یا توی اسفندماه93
کاش توی سال 94 نباشم
اونجا خیلی بزرگ و شلوغه
حتما برای همیشه گم میشم...
.
.
.
ساکت را بردار دلم،شاید لازم شود برای مدتی بروی
توی راهِ رفتنم اگر توباشی زیاد دل دل میکنم
میترسم آخرش مخ عقلم را بزنی
.
.


  • اقلیما ...

دنیا چه خوابی دیده ای؟

سلاااااااااام دنیا!!

صبحت بخیر!

زود بگو دیشب برای امروزم چه خوابی دیده ای؟!!!!!!!!!!!

******************************************

من..

..

من..

..

من..

..

وباز هم مــــــــــن...

چه واژه ی غریبیست این "من "ای خـــــــــــــــــداناراحت

  • اقلیما ...

بیا


http://s5.picofile.com/file/8158251600/khodaaa.jpg


بیا و با دلم راه بیا،دل من دلش به قدمهای تو دل داده است خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا



**دلم گرفته ای رفیـــــــــــق**




  • اقلیما ...

نباید


وارد چاردیواری افکارم نشو که چهارستون افکارت را فرو میریزاند..........


*******************************


بیا واژه هارا یکجا جمع کن،من میزنمشان، تو از صدای فریادشان ، آهنگ زندگیم را بســــــــــــــــــــــاز



  • اقلیما ...

می ترسم

 دست روی سینه ام نگذار،میترسم از سوز دلم ،دستت تاول بزند .......
  • اقلیما ...

اقلیم اقلیما

به لطف خدای مهربان،برکت های زندگی ام چنان بیکران است که در خیال نمی‌گنجد.
پیوندهای روزانه
Designed By Erfan Powered by Bayan