اقلیم اقلیما

اقلیم اقلیما

به لطف خدای مهربان،برکت های زندگی ام چنان بیکران است که در خیال نمی‌گنجد.

پیوندهای روزانه

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کتاب» ثبت شده است

 

 

لینک کتابی که براتون میذارم اسمش هست چگونه با آرامش و بدون نگرانی زندگی کنیم.

 

شاید کلا بیست دقیقه از وقتتون رو بگیره خوندنش
ولی قطعا حس خوبی بهتون میده:)
 
 
۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۷ ، ۰۸:۴۶
اقلیما ...

شاید برایتان جالب باشد که بدانید کلمه ی  روضه و روضه خوانی از کجا نشأت گرفته است


و شاید برایتان جالب باشد بدانید که چیزهایی مثل عروسی حضرت قاسم علیه السلام هم نشأت گرفته از ذهن خیال پرداز همین نویسنده است:))


و حالا ببینید خیال پردازی های یک عده چه برسر فهم آدمها آورده است که در روزهای عزای حسین سفره ی عقد قاسم پهن میکنند،چه میشود که سر یک خیال پردازی که حضرت زینب سرش را به چوب محمل زده است و خون جاری شده است اینگونه با قمه به جان خودشان و عزیزانشان میفتند،یا با این توهم که شیر بعد از شهادت مولا حسین مراقب بدن امام بوده اند اینگونه مضحکانه لباس شیر می پوشند و تعزیه می خوانند

و هیچکس فکر نکرد که روز جنگ و میان آن همه شور جنگ قاسم سیزده ساله چرا باید داماد شود،یا زینب اسیر را که بر روی محمل سوار نمی‌کنند یا چوب محمل آنقدر محکم نیست که با ضربه ای خون از سر جاری شود یا زینب مگر قرار نبود صبور باشد و مگر نگفت جز زیبایی ندیدم،یا اصلا چرا شیر همان اول نیامد مقابل حمله کنندگان بایستد و ایستاد نگاه کرد که امام را شهید کنند...

گاهی کمی اندیشه بد نیست،جهالت مارا خورد بخدا



۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۳۲
اقلیما ...

دیروز وقتی کتابهای نمایشگاه رو دونه دونه برانداز میکردم و مطمئن بودم کتابهایی که می‌خوام رو اینجا پیدا نخواهم کرد،چشمم به کتاب صبح جادویی افتاد...

اون موقع من کتاب ندای درون وین دایر دستم بود و فکر میکردم حالا که کتاب درمان با عرفانش رو پیدا نکردم باید این کتاب رو امتحان کنم....

اما وقتی چشمم به کتاب صبح جادویی افتاد توی ذهنم جرقه زد که اسم این کتاب رو قبلا شنیدم و شاید همون کتابی باشه که آقای شریفی چند ماه پیش در موردش گفته بود،یکم صفحاتش رو ورق زدم ولی چیزی دستگیرم نشد،اما حس درونیم می‌گفت برش دارم...

پس کتاب ندای درون رو گذاشتم و کتاب صبح جادویی رو برداشتم...

و از صبح دارم میخونمش،و تازه متوجه شدم این کتاب دقیقا همون کتابی هست که آقای شریفی می‌گفت...

مدتها بود اینقدر مجذوب کتابی نشده بودم

هر صفحه که میخونم احساس میکنم به سلولهام انرژی تزریق میشه

احساس میکنم سرم رو بالاتر میگیرم،حس میکنم خستگیهام رفتن ،احساس میکنم از یک خواب زمستانی بیدار شدم،...

نمیدونم هرچی هست احساس فوق العاده ایست...

گفته بود مدار آگاهی ذره ذره تغییر می‌کنه و در هر مدار آنچه که به آن احتیاج داری بهت میرسه و قرار نیست زور الکی بزنی...

من دیروز بدون اینکه بخوام به چیزی رسیدم که الان بیشترین احتیاج را بهش داشتم و من چقدر منتظر این روز بودم

این درحالیه که من تنها چند فصل اول این کتاب را خوندم و هنوز به بخش اصلی و تاثیر گذار اون نرسیدم...

شما فکر کن به ملوان زبل اسفناج جادویی داده باشند،...این کتاب در همین حد برایم انرژی زا بود...


و باز هم الان دوباره دوست دارم بگم  بقول آنشرلی زندگی خوب نیست بلکه فوق العاده ست.


انیشتین هم میگه فقط دو راه برای زندگی کردن وجود دارد:

یکی این است که انگار هیچ چیزی معجزه نیست.دیگری این که انگار همه چیز معجزه ست.

و من قطعا راه دوم رو باور دارم^_^

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۱۰
اقلیما ...

دوباره من،دوباره نمایشگاه کتاب

دلم میخواست صدتا کتاب بخرم ولی بعد میموندم کدوم رو بخونم

امروز دست از دلم برداشتم و بجای کتابهای روان شناسی کتاب مذهبی خریدم

ولی خب دروغ چرا کتاب صبح جادویی بی ربط به روان شناسی نیست:))

 

 

 

این آهنگ از حجت اشرف زاده هم تقدیم به شما، یهویی:))

 

 

 

 

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۴۳
اقلیما ...

●▬▬๑۩۩๑اقلیݦا ๑۩۩๑▬▬●:

دیشب بعد از مدتها توی تالار عروسی لیلا و نجمه رو دیدم

نشستیم کنار هم و از هر دری گفتیم و خندیدیم

همون طور که روی نیمکت بیرون تالار نشسته بودیم و لیلا سعی میکرد با شیر دادن به پسرکش آرومش کنه تا بیشتر با هم حرف بزنیم گفت چرا دیگه درس نمیخونی؟


همینطور که روبه روم رو نگاه میکردم گفتم یه روزایی خیلی تصمیم داشتم ادامه بدم اما...

اما یهو کل مسیر زندگیم تغییر کرد..

الان من فرصت درس خوندن ندارم.

گفت :یعنی چی؟

گفتم الان تموم زندگیه من تو اتاقم، پشت میزم و میون صفحه های کتابام میگذره...کارهای روزمره رو انجام میدم و بدو بدو میشینم پشت میزم....گفتم باید اتاقم رو ببینی که چقدر نوشته بهش چسبوندم...چقدر جمله و حدیث و ....

گفتم یه روزایی وقتی نهج البلاغه میخوندم اونقدر خمیازه می‌کشیدم و انگیزه نداشتم که بیشتر از چند صفحه ش رو نخونده بودم اما حالا قبل خواب حتما باید بخونمش...

یه نگاهی بهم انداخت و گفت اه چقدر مثبتی:/


ولی من مدام دارم با خودم فکر میکنم که چطور از این جسم کنده بشم،

وقتی نهج البلاغه یا قرآن میخونم احساس میکنم چقدر توی نافهمی زندگی کردم،چقدر اسیر جسم مادی بودم،جسمی که متعلق به من نیست و به محض جدا شدن روحم شروع به فساد و گندیدن می‌کنه....

باید از این قفس رها بشم،باید درک کنم گذشته و آینده توهمی بیش نیست و هرچی هست همین لحظه ی اکنونه...

خدای من چقدر فرصت اندکه و چقدر حقایق از انسان بودن هست که نمی‌دونم...


کتاب وین دایر و میخونم و زیر این جمله ش خط میکشم،

به آینه بنگرید و با صدای بلند بگوییدزندگی من به این جسم محدود نمی شود،هستی الهی من بسیار فراتر از این قالب جسمانی است.



در فصل اندیشه ی کتاب هم ماجرای جالبی بود

ماجرای مردی که زیر نور چراغ برق به دنبال کلید گمشده میگشت

مردی غریبه برای کمک به یافتن کلید پس از سی دقیقه جستجوی بی حاصل پرسید:کلید را کجا گم کرده ای؟

مرد گفت :در خانه.

غریبه گفت:پس چرا در خیابان به دنبال آن میگردی؟!

مرد جواب داد:در خانه چراغ ندارم.آنجا تاریک است.به اینجا آمده ام تا در روشنایی به دنبال آن بگردم.


وین دایر در ادامه ی این داستان می‌گوید:روش حل مشکلات زندگی توسط ما شباهت زیادی به ماجرای فوق دارد یعنی به جای جستجوی راه حل مشکلات در درون خویش به رویدادها و راهکارهای جهان بیرون متوسل میشویم.زندگی فرآیندی درونی است.ما در درون می اندیشیم.انسانیت ما در درون استتار دارد.در عین حال تنها به دلیل ناتوانی از روشن ساختن دنیای درون با انوار تفکرات ،برای یافتن راهکار مشکلات به رویدادهای بیرون از وجود خویش می نگریم.نگریستن به بیرون کار دشواری نیست و به همین دلیل در برابر این اصل که اندیشه،مولدپدیده و هر پدیده زاییده ی اندیشه است مقاومت می کنیم.




شاید ذهن شما هم در برابر این جملات مقاومت کنه  ولی امتحان کردن همیشه بی ضرره

من نمیتونم به کسی بگم این حرفها درسته یا نه چون خودم یک روزهایی بدون هیچ توجهی از کنار این جملات گذشتم اما حالا بعد از یکسال و نیم خوندن و خوندن و خوندن و شنیدن و شنیدن و شنیدن تک تک این حرفها رو لمس میکنم و بهشون ایمان دارم

امروز من با خط درشت  روی دیوار نوشتم من همانی هستم که به آن می اندیشم،و دیروز نوشته بودم من روحی ماورای جسم هستم.


باشد که ذره ای درک کنم چرا خداوند موقع آفرینش انسان به خود آفرین گفت و چرا شدیم اشرف مخلوقات خداوندی به این باعظمتی.

۱۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۷ ، ۲۰:۱۵
اقلیما ...

وسط بازار یه برگه بهمون دادن که تشریف بیارین نمایشگاه کتاب کلیی کتاب داریم:))

منم به هوای خرید کتابهای استر هیکس و کتاب درمان با عرفان از وین دایر رفتم نمایشگاه،تازه میگفتم کاش کتابهای سید مجتبی حورایی هم داشته باشه:))

خلاصه رفتم دیدم هیچ خبری از این کتابها نیست و حتی یه اشاره ی کوچیک هم به کتابهای خانوم هیکس نشده:)))

این شد که سه تا کتاب از بین اون چندتا کتاب خریدم و اومدم

البته خدایی کتاب مایکل لوسیر رو باید میخریدمش ولی خب فکر نمی‌کردم به این زودی بخرم:)))



کتاب وین دایر و شروع کردم،بنظر میاد جالب باشه

فرصت کنم تیکه های خوبش رو پست میکنم^_^



+گوشیم خراب شده،با گوشی قدیمی هم عکسها کیفیت ندارن

کتاب قانون جذب از مایکل لوسیر

هرگاه باور کنید می بینید از وین دایر

و بنویس تا اتفاق بیفتد از هنریت آن کلاوسر


۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۷ ، ۱۱:۰۶
اقلیما ...

کتاب از دولت عشق نوشته ی کاترین پاندر رو دان کردم بخونم

زیاد در مورد ایشون شنیدم و برا خودم عجیبه که چرا تا امروز هیچ کتابی از ایشون نخوندم:/

امیدوارم به اندازه ای که در مورد کتابهاشون شنیدم جذاب باشه:)


شما هم می‌خواین بخونین؟!

بفرمایین:))دریافت


۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۱۴
اقلیما ...

در ژرفای وجودم چشمه ی لایزال محبت است.

اکنون می گذارم این محبت به سطح آید و قلب و تن و ذهن و آگاهی وهستی ام را لبریز کند و از من بجوشد و به هرسو روان شود و دیگر بار چندین برابر به سوی خودم بازگردد.هرچه بیشتر این محبت را به کار می برم و می بخشم،فزونی می یابد.این خزانه ی لایتناهی ست.بخشیدن محبت،به من احساسی نیکو می بخشد،زیرا تجلی شادمانی درون من است.

من خود را دوست دارم.از این رو،خانه یی راحت برای خود می آفرینم.خانه یی که همه ی نیازهایم را بر می آورد و از زندگی در آن شادکامم.اتاقها را از امواج محبت می آکنم تا هرکس به آنها پا نهد_از جمله خودم_این عشق را احساس کند و از آن نیرو گیرد.

من خود را دوست دارم.پس به کاری دست میزنم که به راستی از انجامش لذت ببرم.شغلی که همه ی خلاقیت و استعدادها و تواناییهایم را به کارگیرد،باکسانی،و برای کسانی که دوستشان می دارم و دوستم می دارند و برایم درآمدی نیکو دارد.

من خود را دوست دارم.از این رو نسبت به همه،به شیوه ای مهرآمیز رفتار می کنم و می اندیشم.زیرا می دانم هرچه از من آشکارشود،چندین برابر به خودم باز می گردد.من تنها مردمانی نازنین را به جهانم جذب می کنم،زیرا آنها بازتاب خودم هستند.

من خود را دوست دارم.از این رو گذشته را می بخشم و همه ی تجربه های گذشته را رها می کنم و آزادم.من خود را دوست دارم.پس کاملا در این لحظه زندگی می کنم و هر لحظه را به خوبی تجربه می کنم و می دانم که آینده ام درخشان و شادمان و ایمن است،چرا که فرزند محبوب کائناتم و کائنات به شیوه ای مهرآمیز از اکنون تا ابدالآباد از من مراقبت می کند.به راستی که چنین است.


این پایان کتاب شفای زندگی نوشته ی لوئیز هی بود

به نظرم که فوق العاده ست،اونقدر که بارها خوندمش و لذت بردم

فقط خط آخر بهتر بود می نوشت خدا از اکنون تا ابدالآباد از من مراقبت می کند^_^


توی این شب‌های عزیز براتون از خدا چنین تفکر زیبا و مهرانگیزی رو خواستارم

التماس دعای زیاد 

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۵۸
اقلیما ...


همون‌طور که عالم و آدم می‌دونه من دارم کتاب شفای زندگی لوییز هی رو میخونم:)))

اول کتاب توصیه کرده که اول یه دور کامل کتاب رو بخونیم و بعد برای انجام تمرین‌های هر فصل دو سه روز وقت بذاریم

یکی از این تمرینها تمرین آینه ست

یه تمرین که به ظاهر ساده میاد ولی وقتی میخوای انجامش بدی میبینی تو هم نمیتونی توی چشمات نگاه کنی و به خودت بگی دوستت دارم

اوایل که این کارو میکردم خیلی کار مسخره ای بود ولی الان دارم سعی میکنم که خودم رو دوست داشته باشم و می‌دونم خدا هم دوست داره من خودم رو دوست داشته باشم چون بین فرمانهایی که به حضرت موسی علیه السلام داده شده یکیش این بوده که ای موسی دیگران را چون خودت دوست بدار... واین یعنی ما باید خودمون رو دوست داشته باشیم و بعد دیگران رو هم به همین شیوه دوست بداریم^_^


حالا یه آینه بردارین ببینید میتونید به خودتون بگید دوستت دارم؟:)))

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۷ ، ۰۵:۴۹
اقلیما ...

بخشی از کادوی تولدم کتاب بود^_^

شفای زندگی اثر لوئیز هی

چقدر دوست دارم زودتر شروعش کنم

این کتاب محشره،پی دی افش رو داشتم ولی واسه منی که دوست دارم زیر چیزهای مهم و قشنگ خط بکشم یا هایلایتش کنم پی دی اف مث شکنجه کردنمه:)))

پیشنهاد میکنم حتما بخونید ش،منم سعی میکنم تیکه های قشنگش رو اینجا بذارم^_^

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۷ ، ۰۵:۴۳
اقلیما ...